دوره دوره >>> حميرا

راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
ديگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغضی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم
آه
تا بودم تنها با غمها بودم آه
شبها با يادت در رويا بودم آه
من غريبم بی نصیبم کو طبيبم آه
راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
ديگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغضی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم
کار دل بی تو تمومه
عاشقی جز بر تو حرومه
تو اميد منی
تو پناه مني
توی بی کسی هام
تکيه گاه مني
آه