ماتم >>> اشکان
اگه سرد بدن من
اگه بی روحه تن من
نداره اگه صدايی حتی گريه کردن من
اگه ماتم زده هستم از وجودم غم ميريزه
تو دلم درد بزرگه
داغ يک يار عزيزه
روی گلبرگ وجودم رو تمام تار و پودم
اگه تو غباری از غم مي بينی به جای شبنم
از يه داغ جان گدازه برای يه درد تازه
از يه داغ جان گدازه برای يه درد تازه
دوست دارم به پاش بسوزم
با غمش شب بشه روزم
بس که خوب و نازنين بود
مي پرستمش هنوزم
داغ اون يه داغ کهنه است
درد يک فراق کهنه است
داغ اون يه داغ کهنه است درد يک فراق کهنه است