بهار >>> فریدون فرخزاد

با عشق نگاه کن ببين فصل بهاره
خورشيد تو دستای عاشق خونه داره
عاشق سراغ گل سرخو ميگيره
بلبل از اسم زمستون گله داره
برخيز که دنيا پر از نور اميده
جز عشق در عالم کسی چيزی نديده
دلا پر از شکوفه های خوشبو
بیا يه دستی گل بزن به گيسوت
وقتی که اينجوری غمين ميشينی
هزار تا چين مياد ميون ابروت هزار تا چين مياد ميون ابروت
مگه پاييز رو گونه هات نشسته
که اشک ميريزی با چشای بسته
بيا که آفتاب از بهار در اومد
دل زمستون از بهار شکسته
بيا که آفتاب از بهار در اومد دل زمستون از بهار شکسته