بچه خوب >>> نازی افشار

کودکم با هنرم
همچو گنج گهرم
پيش مادر عزيزم نور چشم پدرم
خنده باشد به لبم پاکيزه و با ادبم
خوشرو و مهربونم
وظيفه ام رو خوب ميدونم
درسمو باید بخونم که تو کلاسم نمونم
تا بگن آفرين به تو
مامانم و بابا جونم
منم همکار مادر هميشه توی خونه
کمک ميکنم اونو
که هيچ کاری نمونه
نه بیکارم و تنبل
نه افسرده و غمگين
همين عادت نيکم شده باعث تحسين
بابام ميگه خدايا
ميخوام از تو که فردا
بشه بچه خوبم
سر افراز و توانا
بشه بچه خوبم سر افراز و توانا
نه بیکارم و تنبل
نه افسرده و غمگين
همين عادت نيکم
شده باعث تحسين
بابام ميگه خدايا ميخوام از تو که فردا
بشه بچه خوبم
سر افراز و توانا
بشه بچه خوبم سر افراز و توانا