عزیز >>> نسرین

آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع
حیفم آید که تو را دست خدا هم بسپارم
تو عزیزی تو عزیزی
تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی
تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من
آنقدر مومن و پاکی که به هنگام نماز
می برم سوی تو ای کعبه دل دست نیاز
آنقدر مومن و پاکی که به هنگام نماز می برم سوی تو ای کعبه دل دست نیاز
تو نیازی تو نیازی تو به شیرینی رازی واسه من
تو که مقصد قنوتی؟ تو نمازی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی توعزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من
قصه حسن تو در هیچ کتابی نبود
وسمه اشک تو در هیچ شرابی نبود
در ره عشق تو از دادن جان باکم نیست
به از این در ره عشق تو صوابی نبود
تو صفایی تو وفایی با صفاتر از صفایی واسه من
تو عبادتی تو نوری تو خدایی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من