چشم تو ( افسوس ) >>> رامش و فريدون فرخزاد

دستام دستام دو کفه دعا بود
حرفام حرفام اسم تو و خدا بود
چشمام چشمام به خاک سجده گاه بود
اشکام اشکام رفيق ناله هام بود
چشمای تو دونه شبنما بود
شبنم گل اشک همون چشا بود
حرفای تو رنگ گل حنا بود
نگاه تو ساده و بی ريا بود
افسوس افسوس
که اون روزا تموم شد
پاييز اومد هر چی که بود خزون شد
افسوس افسوس
ای داد ای دادا
گل های باغچه مردن
ياد ما رو با خود به خاک سپردن
ای داد ای داد