چه شورها >>> اقبال آذر

چه شور ها که من به پا ز شه ناز ميکنم
ز شه ناز ميکنم
در شکايت از جهان به شاه باز ميکنم
ز من مپرس که چونی دلی نشسته است به خونی
دلی نشسته است به خونی
ز اشک پرس که افشا نموده راز درونی
نموده راز درونی نموده راز درونی نموده راز درونی
اگر که جان از اين سفر بدون دردسر اگر به در برم من
به شه خبر برم من
چه حربه های نیرنگ
زشان به بارگاه شه برم من
حبيبم
زشان به بارگاه شه برم من
شعر از : ابوالقاسم عارف قزويني
|
اقبال آذر - ابوالحسن قزويني ١٣٥٠ـ١٢٤٣ |
|
|
خواننده، در الوند قزوين به دنيا آمد. با اين حال او خواننده آذربايجاني بود. او از خوانندگان بزرگ موسيقي ايران است كه وي را با نام مستعارش، اقبال سلطان مي شناسيم. استادش كريم جناب قزويني بود و همكارانش، علي اكبر شهنازي و درويش خان بودند. از شاگردانش، رضا قلي ظلي و ابراهيم بوذري و غلامحسين تبريزي را مي توان نام برد. اقبال در سن ١٠٧ سالگي نيزدر راديو مي خواند. وي تصنيفهاي عارف را مي خواند و صفحه هاي بسياري با علي اكبر شهنازي ضبط كرده است |