دختر همسايه >>> ناصر
لینک 2

دختر همسایه شبای تابستون گاهی میومد روی بوم
هر دفه یک گلی پرت میکرد میون خونمون
یعنی زود بیا روی بوم دلش نمیگرفت آروم
طی میکردم با چابکی پله ها رو ده تا یکی
تا می رسیدم اون بالا قایم میشد میگفت حالا
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
بازی قایم موشک حالی داره با یه دختر بانمک حالی داره
موش موشک آسه برو بازی کردی
اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه آخر پیداش میکردم تا میتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم
بازی قایم موشک حالی داره با یه دختر بانمک حالی داره
موش موشک آسه برو بازی کردی
اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه آخر پیداش میکردم تا میتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم