ابی >>> شکار

وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت
داشت هنوزم بره هاشو می لیسید
وقتی رسید قلبی هنوز تپش داشت
اما اونم چشمه ای بود که خشکید
وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت
داشت هنوزم بره هاشو می لیسید
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد
گداره بالای کوه پناه جون قوچ
تفنگ تو می غره که زندگی چه پوچ
گداره بالای کوه پناه جون قوچ
تفنگ تو می غره که زندگی چه پوچ
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد
اينو ميگن جنگ بدون اعلان
جنگی که هيچ قاعده اي نداره
اينو ميگن جدال نا برابر
جدالی که فايده اي نداره
يک نفر از دشت بدون آهو
ميگفت با غم پا رو دلم گذشتی
من نمی خوام دشتا رو خشک و خالی
عاشق اون آهو بودم که کشتی
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد
دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد