مهتاب >>> ويگن

مهتاب
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
آّه مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی بخش جهان
کو ماهم
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم
مهتاب
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده ام
آه افسوس
رفت و آن دوران گذشت
سر نهم بر کوه و دشت
از هجرش
نزدت چه شبها با اون در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم