لحظه ها >>> فراز پارسی

زندگی را لحظه ها پر ميکنند لحظه های خوش هميشه زنده اند
با تو هستم لحظه ها را ميچشم
عشق من امشب تو را سر ميکشم
ازت ميخوام که امشب کنار من بمونی
بر اون زخم دل من مثل مرهم بمونی
ببوسم پيکرت را در آغوشم بگيری
شبی مست و خرابم تا کام دل بگيری
لب گرم تو تن نرم تو منو کرده ديوونه
به موهات قسم به چشمات قسم
فقط لحظه هاست که ميمونه
شب است و شام و عشق و آشنايی
شراب و شمع چه شور و چه حالی
تمنای نگاهت يه شعر عارفانه است
شرابی کهنه هستی که مستيش جودانه است
يه لحظه با تو بودن تولدی دوباره ست
پرستش تو هر دم برای من بهانه ست
لب نرم تو تن گرم تو منو کرده ديوونه
به موهات قسم به چشمات قسم
فقط لحظه هاست که ميمونه