تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی
با آنكه همچون اشك غم
بر خاك ره افتاده ام من
با آنكه هر شب ناله ها چون مرغ شب سرداده ام من
در سر ندارم هوسي
چشمي ندارم به كسي
آزاده ام من

با آنكه از بي حاصلي سر در گريبانم چو گل
شادم كه از روشندلي پاكي ز دامانم چو گل
خندان لب و خونين جگر
مانند جام باده ام
آزاده ام من

يارب چو من افتاده اي كو
افتاده آزاده ای كو
تا رفته از جانم برون سودای هستي
آسوده ام آسوده از غوغاي هستي
گلبانگ مستي آفرين همچون رهي سرداده ام من
مرغ شباهنگم
ولي در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونين جگر مانند جام باده ام
آزاده ام من


اولین ترانه هایده در 26 سالگی ( 1347 ) با ارکستر گلها
شعر : رهی معیری
آهنگ : علی تجویدی

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 18:9  توسط بابک  | 

قصه من >>> هایده

هدیه و هایده

مثل باد سرد پاییز  غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید  که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد
تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم  به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی  آسمون تشنه خونی
آسمون مست گناهی  آسمون چه رو سیاهی
اگه زندگی عذابه
یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم
میگم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز  غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد

آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی
این یه غمنامه تلخه
که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار
من خودم سنگ صبورم

آسمون تیشه ات شکسته
من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام میمونم
اگه زندکی عذابه
یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم  میگم این همش یه خوابه

مثل باد سرد پاییز  غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد
آسمون تیشه ات شکسته من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری
تو ترانه هام میمونم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/26ساعت 20:10  توسط بابک  | 

اینه دنیا >>> حمیرا

حميرا و ياحقي

اگه از در و ديوار  مي و مستي بباره
ميدونم كه زمونه  واسم هيچي نداره

زمونه خواست كه من از تو جدا شم
اينه دنيا  اينه دنيا
هنوز مي خواد كه من با تو نباشم
اينه دنيا  اينه دنيا
اينه دنيا
از اين گردش گردون  نصيبم غم ودرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده

گريزون شدم از مي  كه مستي  فقط لحظه خوابه
كجا فكر شرابه اسيري  كه عمرش يه سرابه
از در و ديوار  مستي نمي باره
چه جوري از عشق بگم  گريه نمي ذاره
چه جوري پيدات كنم  موقعه ديداره
از اين گردش گردون  نصيبم غم ودرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده

زمونه خواست كه من  از تو جدا شم
اينه دنيا  اينه دنيا
هنوز ميخواد كه من با تو نباشم
اينه دنيا  اينه دنيا
اينه دنيا

گريزون شدم از مي  كه مستي  فقط لحظه خوابه
كجا فكر شرابه اسيري  كه عمرش يه سرابه
از در و ديوار  مستي نمي باره
چه جوري از عشق بگم  گريه نمي ذاره
چه جوري پيدات كنم  موقعه ديداره
از اين گردش گردون  نصيبم غم ودرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده
چه عشقي دارم اون روز  كه گردونه نكرده

زمونه خواست كه من  از تو جدا شم
اينه دنيا  اينه دنيا
هنوز ميخواد كه من با تو نباشم
اينه دنيا  اينه دنيا
زمونه خواست كه من  از تو جدا شم
اينه دنيا  اينه دنيا
هنوز ميخواد كه من با تو نباشم
اينه دنيا  اينه دنيا

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/15ساعت 12:33  توسط بابک  | 

رفتم >>> هايده

رفتم رفتم
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هركجا هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من
با ياد تو زنده ام عشقت بهانه من
پيدا شو چو ماه نو گاهي به خانه من
تا ريزد گل از رخت در آشيانه من
رفتم و بار سفر بستم  با تو هستم هركجا هستم

آهم را مي شنيدي به حال زارم مي رسيدي
نازت را مي خريدم تو ناز من را مي كشيدي
به خدا كه تو از نظرم نروي
چو روم ز برت ز برم نروي
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هركجا هستم

اگر مراد ما برآيد چه شود
شب فراغ ما سرآيد چه شود
به خدا كس ز حال من خبر نشد
كه به جز غم نصيبم از سفر نشد
نروي يك نفس ز پيش چشم من
كه به چشمم به جز تو جلوه گر نشد
رفتم و بار سفر بستم   با تو هستم هركجا هستم
رفتم رفتم رفتم رفتم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 1:16  توسط بابک  | 

موسم گل >>> هنگامه اخوان

www.tahrir.blogfa.com

موسم گل دوره حسن
یک دو روز است در زمانه
ای به دل آرامی به عالم فسانه 
به که ز تو ماند نکویی نشانه

خاطر عاشقان را میازار
خوش نباشد ز معشوق به آزار
گر بسوزد شمع و پروانه را با زمانه
چون شود روز  شمع و شب را نبینی نشانه


می کنی صید مرغ بسته
می زنی سنگ بر شکسته
می کُشی با تیر ستم یار خسته
خسته دلان یکسره در خون نشسته

نيست چو آيينه عاشق نوازی
تيغ عشق ت ای که در تيره ما نشسته
رحمتی کن با دل عاشق زار خسته

می کنی صید مرغ بسته
می زنی سنگ بر شکسته
می کُشی با تیر ستم یار خسته
خسته دلان یکسره در خون نشسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 20:4  توسط بابک  | 

مادر >>> حبيب

 

مادر
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالیم بی تو چه سرده
مادر  مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پره درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه شعر آشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر مادر
شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم
حالا نوبت توست
تو بخواب امیدم
مادر مادر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/27ساعت 1:33  توسط بابک  | 

مرد تنهای شب >>> حبيب

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
تنهای تنها غمگین و رسوا تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 8:29  توسط بابک  | 

خواب سرخ بوسه ها >>> حبيب

حبيب و همسرش ناهيد

رفتی و از رفتن تو
قلب آینه شکسته
کوچه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد
توده ابر سیاهش
بی تو من از نسل
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گریانم گریانم گریانم
بی تو من با چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم

بی تو من از نسل
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گریانم گریانم گریانم
بی تو من با چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 9:7  توسط بابک  | 

گل واژه >>> هايده

وقتي که من عاشق مي شم
دنيا برام رنگ ديگه است
صـبح خروس خونـش بـرام
انـگار يـه آهـنـگ ديگه است
وقتي که من عاشق مي شــم
تـرانه هام عاشـق ترن
گــل واژه هــــاي شـعــر مــن
رنـگ گــلا رو مـي بـرن
گــل واژه هــــاي شـعــر مــن
رنـگ گــلا رو مـي بـرن

وقتي که من عاشق مي شم
دنيا برام رنگ ديگه است
صـبح خروس خونـش بـرام
انـگار يـه آهـنـگ ديگه است
وقتي که من عاشق مي شــم
تـرانه هام عاشـق ترن
گــل واژه هــــاي شـعــر مــن
رنـگ گــلا رو مـي بـرن

عشق واسه من يه معجزه است
تو لحظه هاي بي اميد
تو صبح سردم مثل طلوع خورشيد
فـصــل شــکـوفـايـي شعر
تـو بـاغ احـســاس مــنـه
ناجي قـلـبم عـشـق بـدون تـرديد

وقتي که من عاشق مي شم
دنيا برام رنگ ديگه است
صـبح خروس خونـش بـرام
انـگار يـه آهـنـگ ديگه است
وقتي که من عاشق مي شــم
تـرانه هام عاشـق ترن
گــل واژه هــــاي شـعــر مــن
رنـگ گــلا رو مـي بـرن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/26ساعت 19:4  توسط بابک  | 

بابا کرم >>> حسين همدانيان

هرقدر ناز کنی ناز کنی
باز تو دلدار من
هر چقدر عشوه کنی عشوه کنی
نو گل بی خار منی
حالا ديگه مال منی
جان منی يار منی
حالا ديگه عشق منی
قلب منی روح منی
شيشه بابا رو نشکنی
بابا کرم دوست دارم
بابا کرم بيا برم

چه خبر است تو را .؟. به شب ها دارم
به خدا ای گل من ای گل من
با تو سخن ها دارم
ای دريغا که ندانسته گرفتار شدم
ای دريغا که ندانسته گرفتار شدم
اول عشق و خوشی نزد تو من خار شدم
وای وای زار شدم باز گرفتار شدم

کشتی ای گل مرا با نگاهت
تا که بردم سر و جان به راحت
کشانده اي ما را به عشق و مستی
دل خونين به غم بشکستی ؟
بابا کرم دوست دارم
بابا کرم بيا برم

درباره ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/06ساعت 10:40  توسط بابک  | 

عروسک >>> هايده

عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته
که صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن
چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو زغم ویرون ببینه

عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو زغم ویرون ببینه

دلم میخواد یه روزی بعد سالها
پرستوی سعادت رو ببینی
نمیخوام بیش از این تو صورت من
نشون یاس و وحشت رو ببینی
نمیخوام بیش از این تو صورت من
نشون یاس و وحشت رو ببینی
دلم میخواد یه روزی فارغ از غم
تبسم روی لبهامون بشینه
شاید اون روز دوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون تو سینه
شاید اون روز دوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون تو سینه
چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم  تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
در گلخونه بسته در گلخونه بسته در گلخونه بسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/03ساعت 0:37  توسط بابک  | 

يکی را دوست ميدارم >>> هايده

یکی را دوست میدارم  یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم  نگاهش میکنم
شاید بخواند از نگاه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواند آه
به برگ گل نوشتم من  به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس  ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند وای

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد  اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من  ولی در آرزویم عشقبازیست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم

صبا را دیدم و  صبا را دیدم و گفت صبا
دستم به دامانت 
بگو از من به دلدارم
که او را دوست میدارم
ولی ناگه ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابانم را بپوشانید
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم
من از بیراهه های حله برمیگردم و آواز شب دارم
من از بیراهه های حله برمیگردم و آواز شب دارم
هزار و یک شب دیگر  نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزد تنم از عشق
امید طرب دارم
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد  اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من . ولی در آرزویم عشقبازیست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم
من عاشق عاشق شدنم من عاشق عاشق شدنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/01ساعت 20:21  توسط بابک  | 

تنها با گلها >>> هايده

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

چون ابری سرگردان
میگرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/01ساعت 14:2  توسط بابک  | 

شب پر ستاره >>> حميرا

 يكي تو فكر عشقه يكي تو فكر ياره
يكي هميشه مست و
يكي منم كه بي تو بي قراره
يكي منم كه بي تو بي قراره

يكي رسيد به يارش يكي در انتظارش
يكي داره مي خنده
به روزگاري كه وفا نداره
به روزگاري كه وفا نداره

دلم مي خواد كه امشب
امشب پر ستاره
بهت بگم عزيزم عاشقتم
دوباره باز دوباره باز دوباره

مي گيرم دست تو رو كه بگم عزيز من
ديگه تو دفتر دل اسم عشقو خط نزن
هركسي عشقو شناخت يه گل شقايقه
بخون از ترانه هام
واسه هر كي عاشقه
واسه هر كي عاشقه

دلم مي خواد كه امشب
امشب پر ستاره
بهت بگم عزيزم عاشقتم
دوباره باز دوباره باز دوباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/11ساعت 15:21  توسط بابک  | 

ای يار من >>> هايده

هايده و انوشيرون روحانی


ای يار من ای يار من
ای دلبر و دلدار من
ای محرم و غم خوار من
ای دين و ای ايمان من
خوش ميروی در جان من
ای درد تو درمان من

چون ميروی بی من مرو
ای جان جان بی تن مرو

هفت آسمان را بردرم
و ز هفت دريا بگذرم
ای شعله تابان من
هم رهزنی هم رهبری
هم اين سری هم آن سری
ای نور بی پايان من

چون ميروی بی من مرو
ای جان جان بی تن مرو

ای ديدن تو دين من
وی روی تو ايمان من
ای هست تو پنهان شده
در هستی پنهان من

چون ميروی بی من مرو
ای جان جان بی تن مرو


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/19ساعت 17:22  توسط بابک  | 

فرياد >>> هايده

هايده و دخترش


اميدم را مگير از من
خدايا خدايا خدايا
دل تنگ مرا مشكن
خدايا خدايا خدايا
من دور از آشيانم
سر به آسمانم بي نصيب و خسته
ماندم جدا ز ياران
از بلاي طوفان بال من شكسته
اميدم را مگير از من
خدايا خدايا خدايا
دل تنگ مرا مشكن
خدايا خدايا خدايا

از حريم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به كه گويم
در درون قفس آه در درون قفس
وه كه دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلويم
ناله خيزد و بس آه ناله خيزد و بس
ميزنم فرياد
هرچه باداباد
واي از اين طوفان
واي از اين بيداد آه واي از اين بيداد
ميزنم فرياد
هرچه باداباد
واي از اين طوفان
واي از اين بيداد  آه واي از اين بيداد
اميدم را مگير از من
خدايا خدايا خدايا
دل تنگ مرا مشكن
خدايا خدايا خدايا
من دور از آشيانم
سر به آسمانم
بي نصيب و خسته
ماندم جدا ز ياران
از بلاي طوفان بال من شكسته

از حرير دلم رفته رنگ هوس
درد خود به كه گويم
در درون قفس آه در درون قفس
وه كه دست قضا
بسته بال مرا
روز و شب ز گلويم
ناله خيزد و بس آه ناله خيزد و بس
ميزنم فرياد
هرچه باداباد
واي از اين طوفان
واي از اين بيداد آه واي از اين بيداد
واي از اين بيداد آه واي از اين بيداد


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/18ساعت 14:11  توسط بابک  | 

سراب >>> هايده

هايده و  مهستی

از آن زمان که آرزو 
چو نقشی از سراب شد
تمام جستجوی دل 
سوال بی جواب شد
نرفته کام تشنه ای 
به جستجوی چشمه ها
خطوط نقش زندگی 
چو نقشه ای بر آّب شد
چه سینه سوز آه ها
که خفته بر لبان ما
هزار گفتنی به لب
اسیر پیچ و تاب شد
نه شور عارفانه ای
نه شوق شاعرانه ای
قرار عاشقانه هم 
شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکایتی 
نه قصه و روایتی
تمام جلوه های جان 
چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در 
نشست و عمر شد به سر
نیامده به خود دگر
که دوره شباب شد

از آن زمان که آرزو 
چو نقشی از سراب شد
تمام جستجوی دل 
سوال بی جواب شد
نرفته کام تشنه ای 
به جستجوی چشمه ها
خطوط نقش زندگی 
چو نقشه ای بر آّب شد
نه فرصت شکایتی 
نه قصه و روایتی
تمام جلوه های جان 
چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در 
نشست و عمر شد به سر
نیامده به خود دگر
که دوره شباب شد


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/17ساعت 23:26  توسط بابک  | 

مينای دل >>> هايده

سنگ مزار هايده

خودم تنها تنها دلم
چو شام بي فردا دلم
چوكشتي بي ناخدا
به سينه دريا دلم به سينه دريا دلم
تو اي خداي مهربان
تو اي پناه بي كسان
به سنگ غم مشكن دگر
چو شيشه مينا دلم چو شيشه مينا دلم

تو هم برو اي بي وفا
مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بيگانه شد
نميخواهد ديگر تورا
نشان من ديگر مجو
حديث دل ديگر مگو
دلم شكسته زير پا
نميخواهد ديگر تورا نميخواهد ديگر تورا
تو اي خداي مهربان
تو اي پناه بي كسان
به سنگ غم مشكن دگر
چو شيشه مينا دلم چو شيشه مينا دلم

تو هم برو اي بي وفا
مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بيگانه شد
نميخواهد ديگر تورا
نشان من ديگر مجو
حديث دل ديگر مگو
دلم شكسته زير پا
نميخواهد ديگر تورا نميخواهد ديگر تورا
تو اي خداي مهربان
تو اي پناه بي كسان
به سنگ غم مشكن دگر
چو شيشه مينا دلم چو شيشه مينا دلم


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/17ساعت 10:22  توسط بابک  | 

دوره دوره >>> حميرا

راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
ديگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغضی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم
آه
تا بودم تنها  با غمها بودم  آه
شبها با يادت  در رويا بودم  آه
من غريبم  بی نصیبم  کو طبيبم  آه

راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
ديگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغضی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم

کار دل بی تو تمومه
عاشقی جز بر تو حرومه
تو اميد منی
تو پناه مني
توی بی کسی هام
تکيه گاه مني
آه

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 16:33  توسط بابک  | 

 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com