تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

دختران >>> ويگن

دسته دسته دختران زیبا
میرقصند سرمست و بی پروا
با رقص آن دختران شیدا
میرقصد دلها و سینه ها

گرد هم چون گلهای صحرایی
با رنگ سرخ و زرد و آبی
میرقصند دختر ها و پسر ها
مستانه پر شور و بیداری


امشب در جمع ما شده برپا
محشری با رقص ...
میرقصد چون گلهای بهاری
ان پری با رقص ...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 23:27  توسط بابک  | 

ساریگلین >>> ویگن

ویگن و آیلین

دامن كشان
ساقي مي خواران
از كنار ياران  مست و گيسو افشان  مي گريزد
در جام مي  از شرنگ دوري  وز غم مهجوري
چون شرابي جوشان مي بريزد

دارم قلبي لرزان به رهش
ديده شد نگران
ساقي مي خواران از كنار ياران
 مست و گيسو افشان  مي گريزد
دارم چشمي گريان به رهش
 روز و شب بشمارم تا بيايد
دارم چشمي گريان  به رهش  روزو شب بشمارم  تا بيايد

آزرده دل
از جفاي ياري بي وفا دلداري
ماه افسونكاري شب نخفتم
با يادش تا دامن از كف دادم
شد جهان از يادم
راز عشقش را در دل نهفتم
از چشمانش ربزد به دلم شور عشق و اميد
دامن از كف دادم شد جهان از يادم
راز عشقش در دل تا نهفتم
دارم چشمي گريان به رهش
روزو شب بشمارم تا بيايد
دارم چشمي گريان به رهش روز و شب بشمارم تا بيايد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 23:10  توسط بابک  | 

بی ستاره >>> ویگن

لینک 2

 

ستاره امشب
کسي نديده
مگر ستاره کجا رميده

مه آرميده
رنگش پريده
ابر سياه رو  به‌‌ سر کشيده

چشماي ابر سيه پر آبه
مي‌خواد بباره
دلش خرابه
کو يک ستاره در آسمونم
بختم سياهه  خودم مي‌دونم

بنال اي ني بنال امشب
به آواي جدایي
بگو با يار بي‌مهرم
که دور از ما چرایي
رويم اي دل به دنيایي که رنگ غم نديده
به دنيایي که رنگ حسرت و ماتم نديده
رويم اي دل به دنيایي که رنگ غم نديده  به دنيایي که رنگ حسرت و ماتم نديده

بنال اي ني بنال امشب  به آواي جدایي
بگو با يار بي‌مهرم  که دور از ما چرایي
رويم اي دل به دنيایي که رنگ غم نديده
به دنيایي که رنگ حسرت و ماتم نديده
رويم اي دل به دنيایي که رنگ غم نديده  به دنيایي که رنگ حسرت و ماتم نديده

 

شعر : پرويز وکيلي   آهنگ : عطاالله خرم

درباره ترانه   «بي‌ستاره» با صداي «ويگن»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 21:13  توسط بابک  | 

الهه ناز >>> ويگن

ويگن و ژاكلين
عكس از iranold.com

در آسمان عشق من
ستاره اي نو دميد
چشمان افسونگر وي
مي دهد بر من نويد
غنچه هاي مهر او
در باغ دل شكفته شد
صبح باده وفا در جام جان نهفته شد
بشنو 
نغمه ساز من گويد
با تو او راز من
اي الهه نازم
بشنو آواز من
جادوي آن دو چشم مست
عشق من افسانه كرد
از كف صبر و تابم ربود
باز مرا ديوانه كرد
چون مرغ پر شكسته اي
در دام آن فسونگرم
گر او دارد قصد جان
از قيد جان بگذرم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 5:33  توسط بابک  | 

چرا نمی رقصی (رعنا) >>> ويگن

ويگن در رشت

قد و بالای تو رعنا رو بنازم
تو گل باغ تمنا را بنازم
تو كه با عشوه گری  از همه دل می بری
منو شیدا می‌كنی
 چرا نمی رقصی
تو كه با موی طلا  قد و بالای بلا
فتنه بر پا می‌كنی
چرا نمی رقصی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنا رو بنازم
ای سبک رقص بلا  تو نکن ناز و بیا
تو که در رقص طرب شعبده بازی
ای گل عشق و صفا  مرو از محفل ما
تو که شاداب تر از هر گل نازی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنّا را بنازم

چو برقصی تو فریبا
ببری از دل من تاب وتوانم
چو خرامی ز تمنا
فكنی برق هوس بر دل و جانم
ز نگاهم چو گریزی
تو پریزاده مگر خواب و خیالی
چه شود گر بخرامی
تو كه شیرین تر از امید وصالی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنا را بنازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/25ساعت 23:24  توسط بابک  | 

ويگن >>> دو پرنده

روزی من و تو ای جان
همچون كبوترها
سرنهادیم با هم 
در بستر پرها
پرگشاده همره مرغان خوش آواز
گه به كوهستان و گه به صحرا در پرواز
جلوه زندگی را
‌در چشم هم می‌دیدیم
چون به شب می‌رسیدیم 
كنار هم می‌آرمیدیم
تا نسیمی می‌وزید
آشیانه می لرزید
ما ز بیم جان خود  بر سر هم پر می‌كشیدیم
اكنون از هم رو گردانیم
نه من نه تو نمی‌دانیم
چون شد كه آشنا گشتیم
روز دگر جدا گشتیم
آه
هر كس كه دلدار مرا
از من جدا كرد ای خدا
خواهم بسوزانی دلش  سازی ز دلدارش جدا
اكنون ازهم رو گردانيم
نه من نه او نميدانيم
چون شد كه آشنا گشتي  روز دگر جدا گشتي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 14:47  توسط بابک  | 

گل سرخ >>> ويگن

آخر ای محبوب زیبا 
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم   قصه تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان 
بی تو در شبهای غمگین
بی تو باشد همدم من   یاد پیمانهای دیرین
آن گل سرخی که دادی 
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
 در خزان سینه افسرد
آن گل سرخی که دادی  در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت  در خزان سینه افسرد
اکنون نشسته در نگاهم  تصویر پر غرور چشمت
یکدم نمیرود از یادم  چشمه های پر نور چشمت


آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
آن گل سرخی که دادی   در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت  در خزان سینه افسرد
اکنون نشسته در نگاهم  تصویر پر غرور چشمت
یکدم نمیرود از یادم  چشمه های پر نور چشمت

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 11:6  توسط بابک  | 

ساقی >>> ويگن

ساقی به خدا خون شد دل ما کو جام شرابم
زین چشم ترم سوزد جگرم سرمست و خرابم
بت عشوه گرم بنشین به برم بنشین ای جانم
شده ام نگران تو چنان دگران از خود مرانم
ساقی دلم شکستی
آه بر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه
جام دگر پیمانه

ساقی دست من بر دامان تو
جانم قربان آن چشمان تو
پر کن بار دگر پیمانه ام
بگذر از دنیا و از غم یکدم
ساقی دلم شکستی
آه بر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه
جام دگر پیمانه

ساقی به خدا خون شد دل ما کو جام شرابم
زین چشم ترم سوزد جگرم سرمست و خرابم
بت عشوه گرم بنشین به برم بنشین ای جانم
شده ام نگران تو چنان دگران از خود مرانم
ساقی دلم شکستی
آه بر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه
جام دگر پیمانه

ساقی دست من بر دامان تو
جانم قربان آن چشمان تو
پر کن بار دگر پیمانه ام
بگذر از دنیا و از غم یکدم
ساقی دلم شکستی
آه بر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه
جام دگر پیمانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 9:48  توسط بابک  | 

کلاغ پر >>> ويگن

یه مرغ نازی داشتم 
خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش 
رو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا  پات بشکنه ایشالّا 
بگید ایشالّا  ایشالّا
مرغ منو گرفتی  ای کاش یه روز به چنگم بیفتی
بگید ایشالّا  ایشالّا
نه بوم  نه در  نه ایوون  نه لانه و شبستون نه آتیش  نه خاکستر
  اگه گفتین چی چی پر ؟
کلاغ پر
گنجشک پر  کلاغ پر  شغال پیر باغ پر
کبوتر دلم پر  گلدون پرگلم پر
چراغ ایوونم پر  مرغ شبستونم پر

یه مرغ نازی داشتم  خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش  رو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا  پات بشکنه ایشالّا  بگید ایشالّا  ایشالّا
مرغ منو گرفتی  ای کاش یه روز به چنگم
بیفتی بگید ایشالّا  ایشالّا
نه بوم  نه در  نه ایوون  نه لانه و شبستون نه آتیش  نه خاکستر 
اگه گفتین چی چی پر ؟
کلاغ پر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/22ساعت 11:1  توسط بابک  | 

شادوماد >>> ویگن

خنچه بیارید لاله بکارید
خنده بر آرید
میره به حجله شادوماد

بله برونه گل میتکونه
دسته به دسته دونه به دونه
شادوماد

چه قشنگه موی بافتش
چه بلنده تازه عروس
چه قشنگه چه خوشرنگه
همه رنگه مثل طاووس
خوش به حالش شادوماد

دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
رو جهازش خنده  نازش سینه  بازش مرمریه
همه دور آینه و شمعدون پرده  ایوون کرکریه

خنچه بیارید شادان
لاله بکارید خندان
دوماد کجاییه دستاش حناییه
عشقش خداییه گل پسره
زلفاش گلابه چون لپاش مثال خون
خوش خلق و مهربون شادوماد

خنچه بیارید لاله بکارید
خنده بر آرید
میره به حجله شادوماد

بله برونه گل میتکونه
دسته به دسته دونه به دونه
شادوماد

چه قشنگه موی بافتش
چه بلنده تازه عروس
چه قشنگه چه خوشرنگه
همه رنگه مثل طاووس
خوش به حالش شادوماد

دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
رو جخازش خنده  نازش سینه  بازش مرمریه
همه دور آینه و شمعدون پرده  ایوون کرکریه

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/13ساعت 0:40  توسط بابک  | 

مهتاب >>> ويگن

ويدا و ويگن

مهتاب 
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان 
آّه  مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی بخش جهان
کو ماهم

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا 
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم

مهتاب
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده ام 
آه افسوس
رفت و آن دوران گذشت
سر نهم بر کوه و دشت
از هجرش

نزدت چه شبها با اون در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا 
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/10ساعت 21:21  توسط بابک  | 

بی خبر >>> عبدلعلی وزيری

چنان از خود بی خبرم
که نشناسم پا ز سرم
نه پيدا در چشم منی
نه پنهانی از نظرم

رخ چنان نمودی ای ساقی
چه بردی از دستم
جرعه اي چشيدم از جامت
که تا هستم  مستم
خود ندانم از چنين جامی
چه حالی هستم
 نالم آنقدر که از .؟. دو عالم مستم

چنان از خود بی خبرم
که نشناسم پا ز سرم
نه پيدا در چشم منی
نه پنهانی از نظرم

به خود ميبالم  به خود ميبالم
اگر چو خاک ره کنی پامالم
گر نفسی تو به درد دلم برسی
ندهی دل خود به کسی

بی خبری ز چه از مشت پری در قفسی
مهر و وفا کن که صفا جور و جفا ديده بسی
چنان از خود بی خبرم
که نشناسم پا ز سرم
نه پيدا در چشم منی
نه پنهانی از نظرم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/08ساعت 11:15  توسط بابک  | 

لالايی >>> ويگن

برای ديدن تصوير با کيفيت بالا روی عکس کليک کنيد
گوگوش و ويگن

لالالالالالایی لالالالالالایی لالایی لالایی لالایی

ببار ای نم نم باران
ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه

بخواب بخواب ای دختر نازم
به روی سینه بازم
که همچون سینه سازم
همش سنگه همش سنگه
که همچون سینه سازم
همش سنگه همش سنگه

لالالالالالایی لالالالالالایی لالایی لالایی لالایی

لالایی کن مرغک من
دنیا فسان است
لالایی کن مرغک من
دنیا فسان است
هر لاله شب گیر این گیتار محزون
اشک هزاران مرغک بی آشیان است
هر لاله شب گیر این گیتار محزون
اشک هزاران مرغک بی آشیان است

ببار ای نم نم باران
ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه

لالالالالالایی لالالالالالایی لالایی لالایی لالایی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/04ساعت 22:17  توسط بابک  | 

ديدار مادر >>> ويگن

لینک 2

 

در اولين فرصت متن ترانه رو  اضافه ميکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 9:39  توسط بابک  | 

آواز خوان >>> ويگن

من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
گرچه مشهور جهان خوانی مرا  خاکم هنوز
من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
گرچه مشهور جهان خوانی مرا  خاکم هنوز

قصه ها دارم از آن شبهای شيرين شما
قصه ها از ظلمت روزهای غمگين شما
قصهُ صدها رفيق بی ريای ميکده
گاه آغوش و گهی از پا فتاده ميکده
اين منم تنها رفيق آشنای هر زمان
هر که بودم هر چه هستم
با تو هستم بی گمان

همنشين باوفای من تويی
غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من
آشنای اين صدای من تويی

گريه کردی
گريه ات را من به آهنگی سرودم
خنده کردی
شاد خواندم با تمامی وجودم
هرچه کردی از محبت
هر چه کردی از برايم
همچو گل بر سر نهادم
قدر دانستم ستودم

گريه کردی
گريه ات را من به آهنگی سرودم
خنده کردی
شاد خواندم با تمامی وجودم
هرچه کردی از محبت
هر چه کردی از برايم
همچو گل بر سر نهادم
قدر دانستم ستودم

همنشين باوفای من تويی
غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من
آشنای اين صدای من تويی
يادگار خاطرات خوب من  آشنای اين صدای من تويی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 20:42  توسط بابک  | 

نمي دونی >>> عبدالعلی وزيری

نميدونی نميدونی
وقتی چشم هات پر خوابه به چه رنگه به چه حاله
نميدونی نميدونی
وقتی چشم هات پر خوابه به چه رنگه به چه حاله
مثل يک جام شرابه
نميدونی نميدونی
چه عمیقه  چه سخن گو مثل اشعار مسيحايي حافظ يه کتابه يه کتابه
مثل يک جام شرابه
نميدونی نميدونی که چه رنگه چه قشنگه
رنگ آفتاب بهاره مثل يک جام بلوره شايدم چشمه نوره
مثل يک جام شرابه
نميدونی که دل من توی اون چشمای شوخت
روی اون برکه آروم يه حبابه يه حبابه
مثل يک جام شرابه
نميدونی و به جز من دگری هم نميدونه
که يه دنيا توی اون چشم سياهه
هر کی گفته هر کی ميگه همه حرفه  تو رو ميخواد بفريبه
جز دل من جز دل من که پر از عشق و جنونه
جز دل من که پر از عشق و جنونه
حرف اون چشم سياه  دل ديگه نميدونه چشم ديگه نميخونه
جز دل من که پر از عشق و جنونه
حرف اون چشم سياه رو دل ديگه نميدونه چشم ديگه نميخونه
نميدونی نميدونی
وقتی چشم هات پر خوابه به چه رنگه به چه حاله
مثل يک جام شرابه

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/18ساعت 11:42  توسط بابک  | 

نازنين افغانی >>> ويگن


گوگوش و ويگن

نازنين نازنين دخترافغاني
توعزيز چشم و دل اين جاني
نازنين نازنين افغاني
توعزيزچشم ودل اين جاني
لهجة قشنگ افغاني تو
شيرينه وقتي كه حرف مي زني
حرفات به دل مي شينه
شديم از روزازل همسايه
به خدا به خداقصة ماحكايتي ديرينه
نازنين نازنين دخترافغاني
توعزيزچشم ودل اين جاني
نازنين نازنين افغاني
توعزيزچشم ودل اين جاني
تويه افغاني ومن ايرونيم
تواهل كابلي من تهرونيم
به كلام سادة تهرونيا
تورفاقت باتومن جون جونيم
تورفاقت باتومن جون جونيم
نازنين نازنين دخترافغاني
توعزيز چشم ودل اين جاني
نازنين نازنين افغاني
توعزيز چشم ودل اين جاني
تويه افغاني ومن ايرونيم
تواهل كابلي من تهرونيم
به كلام سادة تهرونيا
تورفاقت باتومن جون جونيم
تورفاقت باتومن جون جونيم
نازنين نازنين دخترافغاني
توعزيزچشم ودل اين جاني
نازنين دختر افغاني
توعزيزچشمو دل اين جاني
قصةزبان پشتو راكمي مي دانم
دوست دارم وقتي با هارمونيه
برات مي خوانم شب به وقت وقت تنهائيها
نازنين خاطرات تو ميشه مرحم روح و جانم
نازنين نازنين دخترافغاني
توعزيزچشم و دل اين جاني
نازنين نازنين افغاني
توعزيزچشم ودل اين جاني
نازنين دخترافغاني
توعزيز چشم و دل اين جاني
نازنين نازنين افغاني
توعزيزچشم و دل اين جاني



برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/04ساعت 21:23  توسط بابک  | 

بارون بارونه >>> ويگن

 ويگن

بارون بارونه زمینا تر میشه
گل نسا جونم کارا بهتر میشه
بارون بارونه زمینا تر میشه
گل نسا جونم کارا بهتر میشه

گل نسا جونم تو شالیزاره
برنج میکاره  میترسم بچاد
طاقت نداره طاقت نداره
طاقت نداره طاقت نداره

بارون بارونه زمینا تر میشه
گل نسا جونم کارا بهتر میشه
دونای بارون ببارین آرومتر
بارای نارنج داره میشه پر پر
گل نسای منو میدند به شوهر
خدای مهربون تو این زمستون
یا منو بکش یا اونو نستون
یا منو بکش یا اونو نستون

بارون بارونه زمینا تر میشه
گل نسا جونم کارا بهتر میشه
بارون میباره زمینا تر میشه
گل نسا جونم کارا بهتر میشه

گل نسا جونم غصه نداره
زمستون میره پشتش بهاره
زمستون میره پشتش بهاره

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/17ساعت 23:22  توسط بابک  | 

 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com