تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

غریبه >>> حسن شماعی زاده

یه غریبه
اومد از راه
با من آشنا شد
با تمام خستگی هاش  با من هم صدا شد
خونه ی دل
از محبت
گرم و با صفا شد
به غرور گذشته رسیدم
به هوای گذشته پریدم
چی بگم
ندونستم  که غریبه
هر چی باشه  یه غریبه است

ندونسته دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهش خوردم
رفت از این شهر  که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه آتیش بسوزونه

ندونستم که غریبه
هر چی باشه
یه غریبه است

ندونسته دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهش خوردم

رفت از این شهر که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه آتیش بسوزونه
ندونستم
که غریبه
هر چی باشه یه غریبه است


+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 20:22  توسط بابک  | 

شب نورد >>> محمد رضا شجریان

شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه


 آهنگ : محمد رضا لطفی
شعر : اصلان اصلانیان
راوی : مهدی فتحی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 0:6  توسط بابک  | 

اشک مهتاب >>> محمد رضا شجریان

 به من گفتی که دل دریا کن
ای دوست
همه دریا از آن مـا کن
ای دوست
دلــم دریا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو بـا جامی ربـودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب
تو نیلوفر شدی  من اشک مهتاب

تن بیشه پـر از مهتــاب امشب
پلنـگ کوه ها در خوابـه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته
دل من در تنم
 بی تابـه امشب
دل من در تنم بی تابـه امشب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همـــه دریا از آن مـا کـن ای دوست
دلــم دریـــا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون  پروا کن ای دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 10:47  توسط بابک  | 

ایران ای سرای امید >>> شجریان


ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید


اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است
وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی
جاودانه در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 15:2  توسط بابک  | 

در این سرای بی کسی >>> محمد رضا شجریان

 در این سرای بی کسی   کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

عزیز  عزیز  عزیزانم   عزیز  عزیز  عزیزانم

گذرگهیست پر ستم  که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 0:12  توسط بابک  | 

چهره به جهره >>> محمد رضا شجریان

فیلم کوتاهی از اجرای زنده این آواز در شیراز ۱۳۵۶

محمد رضا شجریان

گر به تو افتدم نظر  چهره به چهره رو به رو 
شرح دهم غم تو را  نكته به نكته مو به مو
گر به تو افتدم نظر
چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را
نكته به نكته مو به مو
ساقی باقی از وفا  باده بده سبو سبو
مطرب خوش نوای را  تازه به تازه گو بگو
ساقی باقی از وفا
باده بده سبو سبو
مطرب خوش نوای را
تازه به تازه گو بگو
در پي ديدن رخت  همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در  كوچه به كوچه كو به كو
در پي ديدن رخت
همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در
كوچه به كوچه كو به كو
مي رود از فراق تو  خون دل از دو ديده ام
دجله به دجله يم به يم  چشمه به چشمه جو به جو
مي رود از فراق تو
خون دل از دو ديده ام
دجله به دجله يم به يم
چشمه به چشمه جو به جو


تنظيم : محمد رضا لطفي در مایه نوا
 غزل :قره العين
 در اینجا انتصاب شعر به قره العین مورد تردید قرار گرفته است

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/06ساعت 22:5  توسط بابک  | 

همنفس >>> سیمین غانم

Simin Ghanem سیمین غانم

این که مث رهاییه
گاهی یه قفل قفسه
این کیه این کیه
که با من همنفسه
واسه من مقدسه
گاهی بغض غربت و بی کسیه
پاری وقتها مثه دلواپسی
این کیه این کیه
که با من همنفسه  واسه من مقدسه

مثه خواب دم صبح
مثه گریه هق هقه
مث بوی جنگله یه عاشقه
گل ناز لادنه  یه عقیق روشنه
انگار این خود منه  خود منه
این کیه این کیه
که با من هم نفسه
واسه من مقدسه

نبض گل اقاقیه
گاهی دروغه هوسه
این کیه این کیه
که بامن همنفسه
واسه من مقدسه
مثه ترس از یه فرار توی خواب
مثه لبخند یه عکس توی قاب
این کیه این کیه
که با من همنفسه
واسه من مقدسه

پاری وقها بد می شه
به مترسک می مونه
منو از تموم شدن می ترسونه

مثه فکر یه سفر   لحظه رسیدنه
همه  .؟. پریدنه
این کیه این کیه
که با من همنفسه
واسه من مقدسه

ترانه : شهیار قنبری
آهنگ : فریبرز لاچینی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/13ساعت 0:12  توسط بابک  | 

کودک بابا >>> حميد شب خيز

لینک 2

عكس از aksestan.irxblog.com

کودک بابا  چشماتو وا کن
اول راهی راتو پيدا کن
پا به دنيای تازه ميذاری
ماجرا ها در پشت سر داری
تا جوون هستی فکر فردا باش
کوچيکه چشمت فکر دريا باش
همتت باشه تکيه گاه تو
تا نشه دشمن سد راه تو

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

روزگار ما بيش و کم داره
راه فردا ها پيچ و خم داره
زندگی يعنی خوب و بد ديدن
سردی و گرمی دست بد ديدن
از خودت دور کن صحنه سازی رو
بی ثمر بدون يکه تازی رو
مرد با گذشت فکر هستی نيست
چيزی بدتر از خود پرستی نيست

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن
 
هر کدوم از ما يه مسافريم
باقيه دنيا اما ما ميريم
من دو روزی رو مهمونت هستم
تا بزرگ بشی بارمو بستم
باید برم تا تو روی پا باشی
سنگ زیریه آسیاب باشی
روی پات وايسا مرد و مردونه
از آدم فقط خوبی ميمونه

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

با شکست بساز پشت به غم ها کن

تشکر از فرشید عزیز که متن ترانه رو کامل کردند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 1:16  توسط بابک  | 

فردوسی (شاهنامه) علی اصغر شاه زيدی

الا اي برآورده چرخ بلند
 چه داري به پيري مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پيري مرا خوار بگذاشتي

مرا كاش هرگز نپروردي يار
 چو پرورده بودي نيازردي يار
نه اميد دنيا نه عقبي به دست
 ز هر دو رسيده به جانم شكست


ستاره شب تيره يار من است   من آنم که دريا کنار من است


مرا كاش هرگز نپروردي يار
چو پرورده بودي نيازردي يار
نه اميد دنيا نه عقبي به دست
ز هر دو رسيده به جانم شكست

بسی رنج بردم در اين سال سی
عجم زنده کردم بدين پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و بران نيابد گزند

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/21ساعت 17:31  توسط بابک  | 

لانه مور >>> سيمين غانم

 

 

نميدونم دلم ديوونه کيست

کجا می‌گردد و در خونه کيست

نميدونم دل سرگشته ما
اسیر نرگس مستونه کیست

دلا خو کن دل خونین پسندند 

دلا خون شو که خوبان اين پسندند
متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی اون گروهی این پسندند

دلا اصلا نترسی از ره دور
دلا اصلا نترسی از ته گور
دلا اصلا نميترسی که روزی
شوی بنگاه مار و لانه مور
دلا اصلا نميترسی که روزی   شوی بنگاه مار و لانه مور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 23:10  توسط بابک  | 

رقص بارون >>> سيمين غانم

عكس از iranold

بارونا با رقصشون هلهله بر پا ميکنن
میشينن رو شيب بوم چترشونو وا ميکنن
حالا توي کوچه‌ها صدای ساز ناودونه
باد آواره داره تو کوچه آواز می‌خونه
چه هوايی  چه هوايی   چه هوايی

بازم اون ابر سياه
رو هوا پر می‌زنه
نمی ترسم از هوا
که عشق تو چترٍ منه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من  چی ميخوان از جون من

عشق تو يه کفتر تو چشم من پر ميزنه
دم خونه دلم با خستگی در ميزنه
از تو بارون اومده
مي لرزه و خيس تنش
خونه های دلمو يکی يکی سر ميزنه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من   چی ميخوان از جون من

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/10ساعت 16:9  توسط بابک  | 

گلهای اطلسی ( رنگ مسی ) >>> سيمين غانم

رنگه تنت رنگ مسی
نه رنگ پوست هر کسی
بوی تنت بوی گله
بوی گلای اطلسی
آخه ای که بهترين کسی
 تو از کدوم راه ميرسی
وقتی مياي که دير شده
نمونده در من نفسی

بيا که وقتش رسيده
چشمام به راهت خشکيده
صبر هزار ساله من
ديگه به آخر رسيده
هيچ کسی هم  صدام نبود
شريک غصه هام نبود
 کسی که مثل تو باشه
حتی تو قصه هام نبود

لا لا لا لای   لا لا لا لای  لا لا لا لای   لا لا لا لای

رخت تنت غبار راه
خاک تموم جاده ها
خورجين اسبت پر عشق
پر از شکفتن و صدا
قد تموم آسمون
قلب يه قطره شبنمی
همنفس ستاره ها
اهل تموم عالمي
بيا که وقتش رسيده
چشمام به راهت خشکيده
صبر هزار ساله من
ديگه به آخر رسيده
هيچ کسی هم  صدام نبود
شريک غصه هام نبود
 کسی که مثل تو باشه
حتی تو قصه هام نبود

لا لا لا لای   لا لا لا لای  لا لا لا لای   لا لا لا لای

يکی از دوستان در کامنت ها ازم خواسته بود که آهنگی که هميشه خودم زمزمه ميکنم رو بگذارم  اين يکی از اون ترانه هاست

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 4:40  توسط بابک  | 

آواز فاصله >>> شهره

ای عشق خوب من
تا لحظه مردن
تعبير خواب عشق در صبح ميلادی
با قلب معصومت
عشق و به من دادی
در فصل پاييز عشق

ای هم صدای من
در غربت موندن
شب قصه های تو
روح شکستن بود
عشق شريف تو از خود گسستن بود
با من باش تا شهر عشق

در من کسی به گريه
ميخواد که تو بمونی تو خلوت شبها
آواز فاصله رو ميشه که تو نخونی
تو قلب اين تنها

من زخمی و تن خسته
تو مرحم تن من باش
تا مرز عاشقانه تو تکيه گاه رفتن باش

.؟. کهنه پدر
پاره و پوسيده و سرد
دستای گرم تو برام ظهور خورشيد
تا آخرين نفس بمون
تو اين سفر مرگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 12:34  توسط بابک  | 

آسموني >>> حميد شب خيز

لینک 2

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی

یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی نمیدونی
 چه ملامت ها کشیدم
تا به عشق تو رسیدم
شب تا چشمامو ميبستم
 تو رو پیش روم میدیدم

تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی
 
تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی  زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی

آسمونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/09ساعت 8:51  توسط بابک  | 

پرستوی عاشق >>> سیما بینا

فريدون مشيری  اقبال مشيری  سيما بينا  مريم نشاط

پرستوی ناز من
شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار
بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

چشم به ره منتظرت
تشنه ديدارت
تاب و توان دل من
روی پريوار ت
نوش که لب چون شکرت داروی درد من
روشن و گرم از تو شود کلبه سرد من

پرستوی ناز من شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/23ساعت 0:17  توسط بابک  | 

پریا >>> شهرام شب پره

 شهرام شبپره و ابی

ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا می کنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا می کنی اینور و اونور و نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا میکنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا میکنی اینور و اونورو نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/21ساعت 12:27  توسط بابک  | 

رفيق >>> ستار

آه ای رفیق
آه ای رفیق
از چه فراموش کرده ای
آه ای رفیق
آن را که نقد هستی خود پاک باخته
آن را که غم خریده و شادی فروخته
آن را که چون شراره به یک لحظه سوخته
اما به حال سوخته یک عمر ساخته
آه ای رفیق
آه ای رفیق
نان گرم سفره ام را با تو قسمت کردم ای دوست
هر چه بود از من گرفتی غیر اه سردم ای دوست
دشمن من بودی ای رفیق رهم
دشمن این قلب پاک و بی گنهم
نام تو فانوس هر مسافر شب
از چه نتابیدی بر شب سیهم
آه ای رفیق
آه ای رفیق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/07/10ساعت 15:16  توسط بابک  | 

نادیده رخت >>> سیما مافیها

ناديده رخت ناديده رخت
در غم هجرت شده مشکل
جانم
ترسم كه بميرم نشود مشكل من حل
جانم
تو نازنين يار منی
تو یار و غمخوار منی
من که ميميميرم خدا که من که ميسوزم
 خدا چرا دور از منی
من که ميميميرم خدا که من که ميسوزم
 خدا چرا دور از منی

ناديده رخت ناديده رخت
در غم هجرت شده مشکل
جانم
ترسم كه بميرم نشود مشكل من حل
جانم
تو نازنين يار منی
تو یار و غمخوار منی
من که ميميميرم خدا که من که ميسوزم
 خدا چرا دور از منی
من که ميميميرم خدا که من که ميسوزم
 خدا چرا دور از منی

شعر : تاج السلطنه
دستگاه : بيات اصفهان در وزن 6 / 8

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 18:31  توسط بابک  | 

پدر >>> سياوش شمس

لینک ۲

شاعر دنیا  من اگه بودم
آغاز شعرم با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا من اگه بودم
آب حیاتم توی دست پدرم بود

وای اگه گندم پوست تنم بود
اون که با دستاش منو می کاشت پدرم بود
ریشه ام رو تو خاک اگه می ذاشت پدرم بود

پدر جونه  پدر روحه  پدر دینه و ایمونه
پدر خسته پدر بیزار
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
 
پدر نوره  پدر امید  پدر عشقه که می مونه
پدر خندون ولی گریون
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت 13:13  توسط بابک  | 

پدر >>> شهياد

لینک 2

پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه
پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه

پدر خدا عمرت بده
صبر و تحملت بده
نذار که دوریم اینقده
رنج و آزارت بده
گرد پیری رو سرت
غم و غصه رو تنت
هیچکی نیست دور و ورت
دوریم نمیشه باورت

پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه
پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه

از بس که غصه خوردی
روزا رو میشمردی
پیر شدی زود شکستی
چشم انتظار نشستی
دردو به جون خریدی
یه روز خوش ندیدی
برای خوشبختیم دیدم چه ها کشیدی
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم
پدر پدر پدر پدر

پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه
پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه

پدر خدا عمرت بده
صبر و تحملت بده
نذار که دوریم اینقده
رنج و آزارت بده
گرد پیری رو سرت
غم و غصه رو تنت
هیچکی نیست دور و ورت
دوریم نمیشه باورت
پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه
پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم و ایمونمه

از بس که غصه خوردی
روزا رو میشمردی
پیر شدی زود شکستی
چشم انتظار نشستی
دردو به جون خریدی
یه روز خوش ندیدی
برای خوشبختیم
دیدم چه ها کشیدی
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت 13:6  توسط بابک  | 

پدر >>> شاهرخ

لینک 2

ديروز خاک اين خونه خاک شور و بازي بود
شبها تو اطاق اون فصل قصه سازي بود
وقتي پدر تـنگ مغرب خسته ميومد
با تـمام خستگي خنده پربود رو لباش
اون هميشه با غرور قهرمان قصه هاش
مادرم با صداقتش که پاکي دلش مثل خدا بود
پدرم با يه سفره نون يه سفرهء کوچيک پر صفا بود
حالا کو ديگه اون همه مهربوني
رفت همه رفت همه با جوني
حالا کو ديگه اون همه مهربوني
رفت همه رفت همه با جوني
حالا کو ديگه اون همه مهربوني
رفت همه رفت همه با جوني

پدرم روضهء رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلـف باشم اگر من به جوئي نفروشم
ناخلـف باشم اگر من به جوئي نفروشم
حالا کو ديگه اون همه مهربوني
رفت همه رفت همه با جوني
حالا کو ديگه اون همه مهربوني
رفت همه رفت همه با جوني

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت 13:3  توسط بابک  | 

مثل تو >>> شاهرخ

لینک 2

این کوله بار عشقو گذاشتی باز رو دوشم
هیچی نمونده تا من دوباره زیرو روشم

آن تیر که آن کمان چشم تو رها کرد
دیدی که چه ها کرد
دیدی که سراسیمه دل از سینه جدا کرد
دیدی که چه ها کرد
با خود دو هزار غصه و درد تازه آورد
دیدی که فقط آمد و یک درد دوا کرد


خیال نمیکردم که تو
یه روز عزیز من بشی
از این خزون بی کسی راه گریز من بشی
به فکر من نمیرسید
اصلا بدونی عشق چیه
اونی که دنبال هوس یا اون که عاشقت کیه

مگه میشه تو رو دید و به تو از دو رنگیا گفت
تو رو باید دید و باید به تو از قشنگیا گفت
مگه میشه که دروغ گفت به توئی که نازنینی
تو خودت میشناسی عشقو هرکجا اونو ببینی
هرکجا اونو ببینی

خیال نمیکردم که تو
یه روز همه کسم بشی
با من بی کس و غریب یه روزی هم قسم بشی
اصلا نمی اومد بهت که
عشقو حتی بشناسی
اما دیدم که مثل تو عاشق نمیشه هیچ کـسی

شبهای درازیست که در خلوت دل بیدارم
در بزم غریبانه ای از عشق تو دعوت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 7:11  توسط بابک  | 

غريبه >>> شاهرخ

لینک 2

يه مسافر يه غريبه
يه شبم بي پنجره
می روم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگي ها
خسته از اين لحظه ها
مي شمارم لحظه ها را
بر نمي آرم صدا

قصه هاي من غمگين
اگه تلخه اگه شيرين
مي روم تا واسه فردا
بسازم دنياي رنگين

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

من پر اميد اما دلم در التهابه
مي رم که تا در غربتم نوري بتابه
اي زندگي بيزارم از بيهوده بودن
مي رم که تا پيدا کنم فرداي روشن

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 10:27  توسط بابک  | 

خيال نکن >>> شاهرخ

لینک 2

گـر فاصله ای هست میان من و تو بردار به لبخندی بردار به پیغامی

سلام ای نازنین باز نامه دادم
نمیره قصهء عشقت ز یادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروزو فردام
نـترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـُنم کنارتم

اونور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

ببین که چی به روز این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی
یادمه غصه خوردی یادمه غصه خوردی
موتو سفید کردی روتو سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ببین چه ها کردی
خودتو فدای این عشق
چه بی ریا کردی چه بی ریا کردی

تو که رفتی پریشون شد خیالم
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمیدونن که این دیوونه در فکر شفا نیست
که هرچی باشه اما بی وفا نیست

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم

انور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/06ساعت 21:37  توسط بابک  | 

هديه >>> سياوش قميشی

لینک 2

وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو

دلم و از مال دنیا
به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهیم
به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی

بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی
بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/28ساعت 0:14  توسط بابک  | 

مادر >>> شهرام صولتی

لينک 2

شهره و شهرام

مادرم عشقو محبتاتو قربون
مادرم گرمی صحبتاتو قربون
مادرم بیا دلم هواتو کرده
بیا باز با من بمون هواتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون

مادرم عاشق عشق بی ریاتم
مادرم هر جا باشی خودم فداتم
مادرم زندگیمون بی تو عذابه
خوشی تو زندگیمون مثل سرابه
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون

مادرم عشقو محبتاتو قربون
مادرم گرمی صحبتاتو قربون
مادرم بیا دلم هواتو کرده
بیا باز با من بمون هواتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی پسرت تو فکرته
فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی پسرت تو فکرته
فکراتو قربون

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 10:31  توسط بابک  | 

از تو تنها شدم >>> سيمين غانم

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشهُ آسمون پر رنگین گمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
می شکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
می سوزه شقایق از داغ

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/22ساعت 15:2  توسط بابک  | 

سيمين بری >>> جمشيد شيبانی

ويگن شيبانی گلپا

سيمين بری گل پيكری آری
از ماه و گل زيباتری آری
همچون پری افسونگری آری
ديوانهُ رويت منم
چه خواهی دگر از من
سرگشتُ كويت منم
نداری خبر از من

هرشب كه مه درآسمان
گردد عيان دامن كشان
گويم به او راز نهان
كه با من چه ها كردی
به جانم جفا كردی

هم جان و هم جانانه ای اما
در دلبری افسانه ای اما
اما زمن بيگانه ای اما
آزرده ام خواهی چرا
تو ای نو گل زيبا
افسرده ام خواهی چرا
تو ای آفت دلها

عاشق كشی شوخی فسونكاری
شيرين لبی اما دل آزاری
با ما سر جور و جفاداری
می سوزم از هجران تو
نترسی ز حال من
در خرمن و دامان تو
چه باشد گناه من

دارم ز تو نامهربان
شوقی به دل شوری به جان
می سوزم از سوز نهان
ز جانم چه می خواهی
نگاهی به من گاهی

يارب برس امشب به فريادم
بستان از آن نامهربان دادم
بيداد او بركنده بنيادم
گو ماه من از آسمان
دمی چهره بنمايد
تا شاهد اميد من
ز رخ پرده بگشايد

دستگاه : بیات اصفهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 12:59  توسط بابک  | 

بته چين >>> محمد رضا شجريان

ای مه من ای بته چين ای صنم
لاله رخ و زهره جبين ای صنم
تا به تو دادم دل و دين ای صنم
بر همه کس گشته يقين ای صنم
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

هر که تو را ديده ز خود دل برید
رفته ز خود تا که رخت را بديد
تير غمت چون به دل من رسيد
همچو بگفتم که همه کس شنید
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

ای نفس قدس تو احيای من
چون تويي امروزه مسيحای من
حالت جمعی تو پريشان کنی
وای
و به حال دل شيدای من
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت 8:46  توسط بابک  | 

چشم نرگس >>> محمد رضا شجريان

خواهم که بر زلفت  زلفت  زلفت
هر دم زنم شانه  هر دم زنم شانه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه  مستانه مستانه

خواهم بر ابرويت رويت رويت
هر دم کشم وسمه  هر دم کشم وسمه
ترسم که مجنون کند بسی
مثل من کسي
چشم نرگست
ديوانه ديوانه ديوانه ديوانه

يک شب بيا منزل ما
حل کن دو صد مشکل ما
اي دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد  روح و روان ما شد

خواهم که بر چشمت چشمت چشمت
هر دم کشم سرمه  هر دم کشم سرمه
ترسم پريشان کند بسی
حال هر کسی
چشم نرگست
مستانه مستانه مستانه مستانه

خواهم که بر رويت رويت رويت
هر دم زنم بوسه  هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسی
مثل من کسي
چشم نرگسی
جانانه جانانه  جانانه جانانه

يک شب بيا منزل ما
حل کن دو صد مشکل ما
اي دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد  روح و روان ما شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/23ساعت 21:40  توسط بابک  | 

مرا که با تو شادم پريشان مکن >>> سيمين غانم

لینک 2



مرا که با تو شادم پريشان مکن
بيا و سيل اشکم به دامان مکن
بيا بيا به خاطر عشقم
دل مرا يک دم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن 
من عاشقم به پای اين پيمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

رميده جان و دل شکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته نا اميد و خسته
شکسته اي دل مرا
به من بگو چرا چرا
به سنگ غم ها

از اين قفس کجا گريزم که هم چو مرغ شکسته بالم
نميدانم ز غم چه گويم اگر بپرسد کسی ز حالم

فلک  ... کينه
شکسته قامت مرا
مگر چه کرده ام خدايا
شکسته سر شکسته پا
به عشق و ... جدا
کنون کجا روم خدايا
بيا بيا به خاطر عشقم
دل مرا يک دم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پپی اين پيمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

مرا که با تو شادم پريشان مکن
بيا و سيل اشکم به دامان مکن
بيا بيا به خاطر عشقم
دل مرا يک دم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن 
من عاشقم به پای اين پيمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 22:59  توسط بابک  | 

باز مي آيم >>> سعيد

به سراغ تو  شبی می آيم می آيم
با دو صد بوسه نو  با دو صد راز و نياز
به سراغ تو  شبی می آيم می آيم
با دلی خسته ز درد با غم و غصه زياد
مثل شبنم که نشيند بر گل
چو حبابی که نشيند بر آب
مثل بارون روی گلبرگ درخت
همچو ديدار تو با من در خواب
به سراغ تو شبی می آيم
به سراغ تو شبی می آيم

من به ديدار تو باز مي آيم مي آيم
با نسيمی آروم پر از عطر بهار
من به ديدار تو باز می آيم می آيم
با دلی خسته ز درد
دور از اين رنگ و ريا
ميدهم دل به دل قصه تو
قصه غصه تنهايي تو
ميکشم بار غمای تو به دوش
خسته از دوری و تنهايي تو
به سراغ تو شبی می آيم

به سراغ تو  شبی می آيم می آيم
با دو صد بوسه نو  با دو صد راز و نياز
به سراغ تو  شبی می آيم می آيم
با دلی خسته ز درد با غم و غصه زياد
مثل شبنم که نشيند بر گل
چو حبابی که نشيند بر آب
مثل بارون روی گلبرگ درخت
همچو ديدار تو با من در خواب
به سراغ تو شبی می آيم
به سراغ تو شبی می آيم

من به ديدار تو باز مي آيم مي آيم
با نسيمی آروم پر از عطر بهار
من به ديدار تو باز می آيم می آيم
با دلی خسته ز درد
دور از اين رنگ و ريا
ميدهم دل به دل قصه تو
قصه غصه تنهايي تو
ميکشم بار غمای تو به دوش
خسته از دوری و تنهايي تو
به سراغ تو شبی می آيم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/31ساعت 22:29  توسط بابک  | 

تو مثل گلی >>> سعيد

تو مثل گلی ناز و خشکلی
با این همه درد ای یار درمون دلی
با عشوه و ناز دل رو می بری
هیچی نمی خوام ای یار وقتی با منی


من به یاد تو  دل سپرده ام
من به عشق تو ای یار  سر سپرده ام
دور از تو دلم  غصه ها داره
با بودن تو این دل پروا نداره
تو مثل گلی ناز و خشکلی
با این همه درد ای یار درمون دلی
با عشوه و ناز دل رو می بری
هیچی نمی خوام ای یار وقتی با منی

ناز اون نگات ای ولا داره
چشمون سیات ای یار ماشالا داره
عاشقت شدم  من با یک نگاه
عاشق کشی ام یار اندازه داره
تو مثل گلی ناز و خشکلی
با این همه درد ای یار درمون دلی
با عشوه و ناز دل رو می بری
هیچی نمی خوام ای یار وقتی با منی

من با عشق تو زندگی کنم
با رقص نگات ای یار بندگی کنم
تا که زنده ام من برای تو
مدیون توام عشقم خاک پای تو
تو مثل گلی ناز و خشکلی
با این همه درد ای یار درمون دلی
با عشوه و ناز دل رو می بری
هیچی نمی خوام ای یار وقتی با منی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/31ساعت 10:5  توسط بابک  | 

عروسک >>> ستار

می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازیچه باد مثل یک بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم

نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی
واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم
تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم
شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود
لحظهء شناختن تو لحظه تموم شدن بود
مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/28ساعت 13:19  توسط بابک  | 

ديگه نکن گريه >>> ستار

دیگه نکن گریه ما مال هم هستیم
ما رشته ی عمرو محکم به بستیم
دیگه نکن گریه چون روشنی پیداست
تا مال هم باشیم
آینده مال ماست آینده مال ماست

دیگه نکن گریه محتاج لبخندم
تا بخت بیاد خونه در رو نمی بندم
در پشت تاریکی رنگ سحر پیداست
از آرزو امشب در قلب من غوغاست
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه

هر دو نه خوب خوب نه هر دو بد بودیم
رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم
مست از جوونیها عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم
مست از جوونیها عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه

هر دو نه خوب خوب نه هر دو بد بودیم
رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم
مست از جوونیها عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم
مست از جوونیها عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه
تا این خدای خوب چرخو میگردونه
این خونهء عشقم بی تو نمیمونه

+ نوشته شده در  شنبه 1385/01/26ساعت 18:41  توسط بابک  | 

تکيه گاه >>> ستار

ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم
ای تو در چشمان من یک پنجره لبخند شادی
همچو ابر سوگوار این گونه گریانت نبینم
ای پر از شوق رهایی رفته تا اوج ستاره
در میان کوچه ها افتان و خیزانت نبینم

مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/25ساعت 22:49  توسط بابک  | 

هوای گريه >>> همايون شجريان

استاد محمد رضا شجريان و همايون شجريان

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من به ياد آشنا من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 14:19  توسط بابک  | 

پاييز >>> شاهرخ

شاهرخ

کوچه غمناکه پرستو هاي شاد
در غروبي پر ملال و بي صدا
خبر عريوني باغا رو داد

پاييز اومد اين ور پرچين باغ
تا بچينه برگ و بار شاخه ها
کسي از گل ها نمي گيره سراغ
کسي از گل ها نمي گيره سراغ

بيا در سوگ دلگير گل سرخ
بخونيم شعري از ديوان گريه
من و تو زاده فصل خزانيم
دو تن پرورده ي دامان گريه

شده ابري تو فضاي سينمون
قصه ي بي غمگساري هاي ما
مي دونم پايان نداره بعد از اين
قصه ي بي برگ و باري هاي ما

بيا در سوگ دلگير گل سرخ
بخونيم شعري از ديوان گريه
من و تو زاده فصل خزانيم
دو تن پرورده ي دامان گريه

پاييزه پاييز عريون
من و تو خسته و گريون

مي نويسم با دل تنگ
روي گلبرگ شقايق
فصل دلتنگي پاييز
فصل غمگيني عاشق

بيا در سوگ دلگير گل سرخ
بخونيم شعري از ديوان گريه
من و تو زاده فصل خزانيم
دو تن پرورده ي دامان گريه

پاييزه پاييز عريون
من و تو خسته و گريون

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/04ساعت 17:1  توسط بابک  | 

گل سنگم >>> ستار

لينک 2

پروين ستار حجازی

گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم
مثل آفتاب اگه بر من نتابي
سردم و بي رنگم
گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم

مثل آفتاب اگه بر من نتابي
همه آهم همه دردم
مثل طوفان پر گردم
همه آهم همه دردم
مثل طوفان پر گردم
باد سردم كه تو صحرا مي پيچم دور تو مي گردم
بي تو پر پر ميشم دو روزه دل سنگت برام مي سوزه

گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم
مثل آفتاب اگه بر من نتابي
سردم و بي رنگم
گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم

مثل آفتاب اگه بر من نتابي
سردم و بي رنگم
گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم
مثل آفتاب اگه بر من نتابي
همه آهم همه دردم
مثل طوفان پر گردم
همه آهم همه دردم
مثل طوفان پر گردم
گل سنگم ....

برای دانلود لینک دوم  بعد از کليک روی لینک ۲ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 14:52  توسط بابک  | 

امشب شب مهتابه >>> سيما مافيها

لينک 2

امشب به بر من است و آن مايه ناز
يا رب تو کليد  صبح در چاه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب با من بيچاره بساز

امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام
حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام

گوييد فلانی آمده آن يار جانی آمده
مست است و هشيارش کنيد
خواب است و بيدار و بيدارش کنيد
آمده حال تو احوال تو سيه حال تو سفيد روی تو ببيند برود

امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام
حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام
 

برای دانلود لینک دوم  بعد از کليک روی لینک ۲ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/25ساعت 22:32  توسط بابک  | 

سيب >>> سيمين غانم

لينک 2

سيمين غانم

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ای پونه بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

مثل یک دسته گل عقاقیا
دلمو باز میکنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل عقاقیا
من میمونم و گل عقاقیا

گل ای پونه بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من
گل ای پونه بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من

برای دانلود لینک دوم  بعد از کليک روی لینک ۲ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  جمعه 1384/10/23ساعت 15:18  توسط بابک  | 

جمعه شبا >>> شهرام صولتی

شهرام صولتی

جمعه شبا بی قرارم، میگم ای تو خدای زمون
بسه این همه جدائی، عاشقا رو به هم برسون
جمعه شبا دلم تنگه واسه لحظه دیدن تو
وقتی که میرسی از راه، چه قشنگه رسیدن تو
خدایا خدایا برس بداد جوونا، نکن این شبای عشق فردا
جمعه ها رو نگیر از ما

جمعه شبها شب عشق و ستاره و مهتابه
جمعه شبها دل هرکی که عاشق بی تابه
جمعه شبها چشم عاشق بی خوابه، ای خدا
جمعه شبها تا سحر همه دنیا بیداره ، جمعه شبها
عاشق از صبح فردا بیزاره، جمعه شبها دل عاشق بی قراره، ای خدا

جمعه شبا بی قرارم، میگم ای تو خدای زمون
بسه این همه جدائی، عاشقا رو به هم برسون
جمعه شبا دلم تنگه واسه لحظه دیدن تو
وقتی که میرسی از راه، چه قشنگه رسیدن تو
خدایا خدایا برس بداد جوونا، نکن این شبای عشق فردا
جمعه ها رو نگیر از ما
جمعه شبها شب عشق و ستاره و مهتابه
جمعه شبها دل هرکی که عاشق بی تابه
جمعه شبها چشم عاشق بی خوابه، ای خدا
جمعه شبها تا سحر همه دنیا بیداره ، جمعه شبها
عاشق از صبح فردا بیزاره، جمعه شبها دل عاشق بی قراره، ای خدا
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، ای خدا

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/18ساعت 20:1  توسط بابک  | 

مرد من >>> سيمين غانم

سيمين غانم

بگو ای مرد من ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
بگو ای سوخته ای بی رمق ای کوه خسته
بگو ای با تو داغ عاشقای دل شکسته
بگو با من بگو از درد و داغت
بذار مرحم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشک من بشوره
غبار ِغصه ها رو از سراپات
بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق

رها از خستگی های همیشه باورم کن
بذار تا خالی سینم برات آغوش باشه
برهنه از لباس غصه های دور و دیرین
بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه
تو با شعر اومدی عاشق تر از عشق
چراغی با تو بود از جنس خورشید
کدوم طوفان چراغ رو زد روی سنگ
کتاب شعر رو از دست تو دزدید
بگو ای مرد من ای مرد عاشق
کدوم چله از این کوچه گذر کرد
هنوز باغچه برامون گل نداده
کدوم پاییز زمستون رو خبر کرد

بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بزار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 14:29  توسط بابک  | 

بسوزان >>> سيمين غانم

لینک 2

سیمین غانم

بسوزان بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
خاطرات عمر شیرین مرا
یادبود عشق دیرین مرا
در سکوت بی سرانجام بیابان
آتشی از استخوانم بر فروزان
در میان بوته های خشک بی جان
در غبار آسمان گرد بیابان
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری

بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 14:25  توسط بابک  | 

آتش عشق >>> شايان

شايان

عجب سوزنده ما را آتش عشق
آتش عشق
آتش عشق
تمام شعله هاي سرکش عشق
سرکش عشق
سرکش عشق
عشق عشق عشق عشق

به غير از عشق ما را پيشه اي نيست
پيشه اي نيست
پيشه اي نيست
لبان و روح را انديشه اي نيست
انديشه اي نيست
انديشه اي نيست
اگه عاشق نباشم نيستم من نيستم من
نميدانم که هستم  کيستم من کيستم من

محبت  ساز و برگ زندگانيست
تمام شعر و آهنگ جوانيست

نوشتم بر تن سرخ شقايق
من و عشق و من و عشق و من و عشق
عشق باني مناجات من است
عشق همهء ذرات من است

عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق

بدون عشق ميل خوندنم نيست
بدون عشق شور موندنم نيست
اگر در بارگاه دل نشينم
درون هر جوونه عشق بينم

عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/01ساعت 23:24  توسط بابک  | 

 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com