تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

امشب شب مهتابه >>> پریسا

امشب به بر من است آن مایه ی ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد  ای ظلمت شب با من بیچاره بساز

امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه  طبیبم رو می خوام

گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده

مست است هشیارش کنید
خوابست بیدارش کنید

آمده حال تو  احوال تو
سيه خال تو  سفيد روی تو
ببیند برود
آمده حال تو  احوال تو  سيه خال تو  سفيد روی تو
ببیند برود

امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه  طبیبم رو می خوام

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/08ساعت 0:6  توسط بابک  | 

ميخوام برم كوه >>> پري زنگنه

مي خوام برم کوه
شکار آهو
تفنگ من کو ليلي جان تفنگ من کو

بالاي پشتي عاشق را کشتي
با خون عاشق ليلي جان نامه نوشتي

روي چو ماهت
تير نگاهت
برده دل از من ليلي جان چشم سياهت

بالاي بومي
کفتر پروني
شستت بنازم ليلي جان
خوب مي پروني

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 0:57  توسط بابک  | 

شانه >>> پوران

بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چندین مه
تا بگشای گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشای گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه ی مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چندین مه
تا بگشای گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشای گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه ی مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/06ساعت 7:12  توسط بابک  | 

نیلوفر >>> پوران

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر
آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ
نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را

آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر
آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ
نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا
نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ
نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر
آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ
نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/03ساعت 16:40  توسط بابک  | 

پاييز >>> پری زنگنه

 

؟

اگر در شب اگر در باد اگر در اشک ميرويم
کدامين باغ کدامين گل
 من از پاييز ميگويم
اگر مهرم اگر خورشيد اگر هم بغض باران
همه عشقم همه بخشش
از اينجا تا بهاران

 
؟

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/14ساعت 10:4  توسط بابک  | 

به حریم خلوت خود >>> پریسا

به حريم خلوت خود شبي
چه شود نهفته بخوانيم
به كنار من بنشيني و
به كنار خود بنشانيم

من اگر چه پيرم و ناتوان
تو مرا ز درگه خود مران
كه گذشته در غمت اي جوان
همه روزگار جوانيم

به هزار خنجرم ار عيان
زند از دلم رود آن زمان
كه نوازد آن مه مهربان
به يكي نگاه نهانيم
كه نوازد آن مه مهربان به يكي نگاه نهانيم

شده ام چو عاطفه بينوا
به بلاي هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا
گر ازاين بلا برهانيم
نرسد بلا به تو دلربا گر ازاين بلا برهانيم

تا به بنفشه ميدهد  تا به بنفشه ميدهد
طره مشکان سای تو آه طره مژگان سای تو
پرده غنچه ميدرد پرده غنچه ميدرد
خنده دل گشای تو  خنده دل گشای تو

ای گل خوش نسيم من
بلبل خويش را مسوز
کز سر صدق ميکند
شب همه شب دعای تو
شب همه شب دعای تو شب همه شب دعای تو

خوش چمنيست عارضت
خاصه که در بهار حسن
حافــــــظ خوش کلام شد
مرغ سخن سراي تو
حافــــــظ خوش کلام شد مرغ سخن سراي تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/07/10ساعت 11:10  توسط بابک  | 

پيک سحری >>> پروين

يک نفس اي پيک سحري
بر سر کويش کن گذري
گو به فغانم به فغانم به فغانم

اي که به عشقت زنده منم
گفتي از عشقت دم نزنم
من نتوانم  نتوانم  نتوانم

من غرق گناهم  تو عذر گناهي
روز و شبم را تو که مهري تو که ماهي

چون باده به جوشم  در جوش و خروشم
من سر زلفت به دو عالم نفروشم

اي که به عشقت زنده منم
گفتي از عشقت دم نزنم
من نتوانم  نتوانم  نتوانم

همه شب بر ماه و پروين نگـــــرم
مگر آيد رخسارت در نظــــرم
چه بگويم  چه بگويم  چه بگويم زيــن راز
من همين بس  که مرا کس  نبود دمساز

يک نفس اي پيک سحري
بر سر کويش کن گذري
گو به فغانم  به فغانم  به فغانم

اي که به عشقت زنده منم
گفتي از عشقت دم نزنم
من نتوانم  نتوانم  نتوانم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 12:6  توسط بابک  | 

زمستان >>> پروين



سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است  سرها در گريبان است
نگه جز پيش پا را ديد نتواند
كه ره تاريك و لغزان است  كه ره تاريك و لغزان است
و گر دست محبت سوي كس يازي
 به اكراه آورد دست از بغل بيرون
 كه سرما سخت سوزان است  كه سرما سخت سوزان است

آه  مسيحاي جوانمرد من اي ترساي پير می فروش شب
هوا بس ناجوانمردانه سرد است  آی
دمت گرم و دلت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي  در بگشاي
منم من  ميهمان هر شبت  لولي وش مغموم
منم من  ديوانه سرگشته رنجور
منم در جلوه های آفرينش نغمه ناجور 
نه از رومم  نه از زنگم  همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در  بگشاي  در  بگشاي  دلتنگم در  بگشاي  دلتنگم

آه  حريفا  ميزبانا  ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد 
 چه مي گويي كه بيگه شد  سحر شد  بامداد آمد
فريبت مي دهد  بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا   گوش سرما برده است اين  سيلي سرد زمستان است
آه حريفا  رو چراغ باده را بفروز 
شب با روز يكسان است  شب با روز يكسان است

مهدی اخوان ثالث

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/30ساعت 19:45  توسط بابک  | 

غوغای ستارگان >>> پروين

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم

از شادی پر گيرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
بر آسمانها غوغا فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم

امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم

با ماه و پروين سخني گويم
وز روي مه خود اثری جويم
جان يابم زين شبها
جان يابم زين شبها
ماه و زهره را به طرب آرم
از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها
نغمه ای بر لب ها
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم


امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گوئی دورم
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/30ساعت 2:16  توسط بابک  | 

زندگی آی زندگی >>> پوران

پوران و گوگوش

چشمای من میل به گریه داره میخواد بباره
دل نمیدونی که چه حالی داره چه حالی داره
غصه بجز گریه دوا نداره خدا نداره

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
از در و دیوار واسه دل میباره خدا میباره

زندگی آی زندگی خسته ام  خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام
زندگی آی زندگی خسته ام  خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
از در و دیوار واسه دل میباره خدا میباره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/10ساعت 11:19  توسط بابک  | 

همچو فرهاد >>> پريسا

همچو فرهاد و بود
کوه وکنی پيشه ما
کوه ما سينه ما
ناخن ما تيشه ما
بهر يک جرعهء می
منت ساقی نکشيم
اشک ما باده ما
ديده ما شيشه ما
اشک ما باده ما
ديده ما شيشه ما

ماه من شاه من
بيا ای تاج سرم
بيا بنشين ببرم
دل بيار بيوفای خويشتن
دادم و ديدم سزای خويشتن
زخم فرهاد ومن از يک تيشه بود
او بسر زد من په پای خويشتن

هر که ننشيند بجای خويشتن
آخر ببيند حبيبم سزای خويشتن
آخر ببيند حبيبم سزای خويشتن

اگر دل ميبری جانا
روا باشد که دل داری
ميان دلبران الحق
به دل بردن سزاواری
به دل بردن سزاواری

دلا ديشب چه ميکردی
دلا ديشب چه ميکردی
تو در کوی حبيب من
الهی خون شوی ای دل
الهی خون شوی ای دل
تو هم گشتی رقيب من
تو هم گشتی رقيب من



برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/24ساعت 14:7  توسط بابک  | 

 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com