تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

رود >>> نصرت

می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود
گلبـن لبخند فردایی موج
سر زده از اشک سیمینه رود

فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش   اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد
خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوند

فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد
خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 18:54  توسط بابک  | 

آفتاب کاران جنگل >>> نصرت

سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن
لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش  جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

 سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن
لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش  جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

 سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

لبش خنده نور
دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش  جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

يه جنگل ستاره داره  جان جان  يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 21:55  توسط بابک  | 

اسکله >>> نلی

غروب از ره رسید
به دريا بوسه داد
خورشيد تشنه رو  به دست کوسه داد
الان با اين غروب يه عمره چشم به رام
چيزي جز خستگي
نمي مونه برام
تو اين شهر غريب
اسير کوچه هام
غريق موج غم
يه عمره بي صدام

چه تلخه انتظار کنار اسکله
پريدن بي هدف
نشستن تو تله
تمام لحظه هام
پر از بيهودگي
تمام ترسم از غم فرسودگي
با مرگ لحظه ها
روزارو مي شمرم
مي خوام تنهاييمو
به موجا بسپرم

تو بهت انتظار پر از بيزاريم
غریب شهر عشق
نمي دونم کيم
از ين بيزاريه که فرياده تنم
غروب آخره
ديگه داد مي زنم
تو از راه مي رسي با يه دنيا غرور
تو مي سازي برام
یه دنیای جدید

چه تلخه انتظار کنار اسکله
پريدن بي هدف
نشستن تو تله
تمام لحظه هام
پر از بيهودگي
تمام ترسم از غم فرسودگي
با مرگ لحظه ها
روزارو مي شمرم
مي خوام تنهاييمو
به موجا بسپرم

با تشکر از رضا عزيز که تعدادی از ترانه های نلی رو برای من فرستادن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 17:49  توسط بابک  | 

بچه خوب >>> نازی افشار

کودکم با هنرم
همچو گنج گهرم
پيش مادر عزيزم   نور چشم پدرم
خنده باشد به لبم   پاکيزه و با ادبم
خوشرو و مهربونم
وظيفه ام رو خوب ميدونم
درسمو باید بخونم   که تو کلاسم نمونم
تا بگن آفرين به تو
مامانم و بابا جونم

منم همکار مادر   هميشه توی خونه
کمک ميکنم اونو
که هيچ کاری نمونه
نه بیکارم و تنبل
نه افسرده و غمگين
همين عادت نيکم   شده باعث تحسين
بابام ميگه خدايا
ميخوام از تو که فردا
بشه بچه خوبم
سر افراز و توانا
بشه بچه خوبم    سر افراز و توانا

نه بیکارم و تنبل
نه افسرده و غمگين
همين عادت نيکم
شده باعث تحسين
بابام ميگه خدايا     ميخوام از تو که فردا
بشه بچه خوبم
سر افراز و توانا
بشه بچه خوبم    سر افراز و توانا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت 13:28  توسط بابک  | 

عزیز >>> نسرین

نسرين  منوچهر وثوق  بتي

آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع
حیفم آید که تو را دست خدا هم بسپارم

تو عزیزی تو عزیزی
تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی
تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من

آنقدر مومن و پاکی که به هنگام نماز
می برم سوی تو ای کعبه دل دست نیاز
آنقدر مومن و پاکی که به هنگام نماز می برم سوی تو ای کعبه دل دست نیاز
تو نیازی تو نیازی تو به شیرینی رازی واسه من
تو که مقصد
قنوتی؟ تو نمازی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی توعزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من

قصه حسن تو در هیچ کتابی نبود
وسمه اشک تو در هیچ شرابی نبود
در ره عشق تو از دادن جان باکم نیست
به از این در ره عشق تو صوابی نبود
تو صفایی تو وفایی با صفاتر از صفایی واسه من
تو عبادتی تو نوری تو خدایی واسه من
تو عزیزی تو عزیزی تو عزیزترین عزیزی واسه من
توی زندگی عزیزم همه چیزی واسه من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 15:56  توسط بابک  | 

ایران ایران >>> محمد نوری

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی  که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی  ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو  همه جهان نیرزد

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی
  که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی  ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو  همه جهان نیرزد

ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران  بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان  در دل و جان
ای ایران ایران 
گلزار سبزت دور از تاراج خزان  جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان  تو بمان

سبزی سر چمن  سرخی خون من  سپیدی طلوع سحر
به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی  ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیم  به هستی تو بسته

ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران  بد گهران
ای عشق سوزان 
ای شیرین ترین رویای من تو بمان  در دل و جان
ای ایران ایران
 گلزار سبزت دور از تاراج خزان  جور زمان
ای مهر رخشان 
ای روشنگر دنیای من به جهان  تو بمان

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی  که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی  ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو
همه جهان نیرزد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 7:59  توسط بابک  | 

جان مريم >>> محمد نوری

واي گل سرخ سفيدم کی مي آيی
بنفشه برگ بيدم کی مي آيي
تو گفتی گل در آيد من مي ايم
وای گل عالم تموم شد کي مي يايي

جان مريم
چشماتو وا کن منو صذا کن
شد هوا سفيد در اومد خورشيد
وقت اون رسيد که بريم به صحرا
وای نازنين مريم
جان مريم چشماتو وا کن منو صدا کن
بشيم رونه بريم از خونه شونه به شونه به ياد اون روزا
وای نازنين مريم
باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
کاش مي خوابيدم  تو رو خواب مي ديدم
خوشه غم توي دلم زده جوونه
دونه به دونه دل نمي دونه چه کنه با اين غم
وای نازنين مريم
بيا رسيد وقت درو مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم درو کنيم گندما رو
بيا رسيد وقت درو  مال مني از پيشم نرو
بيا سر کارمون بريم
بيا بيا نازنين مريم نازنين مريم
 وای مريم مريم مريم وای نازنین مريم

باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
 ای کاش مي خوابيدم  تو رو خواب مي ديدم
خوشه غم توي دلم زده جوونه دونه به دونه دل نمي دونه چه کنه با اين غم
وای نازنين مريم وای نازنين مريم وای نازنين مريم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/12ساعت 12:3  توسط بابک  | 

دختر همسايه >>> ناصر

 لینک 2

دختر همسایه شبای تابستون گاهی میومد روی بوم
هر دفه یک گلی پرت میکرد میون خونمون
یعنی زود بیا روی بوم دلش نمیگرفت آروم

طی میکردم با چابکی پله ها رو ده تا یکی
تا می رسیدم اون بالا قایم میشد میگفت حالا
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی

بازی قایم موشک حالی داره با یه دختر بانمک حالی داره
موش موشک آسه برو بازی کردی
اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه آخر پیداش میکردم تا میتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم

بازی قایم موشک حالی داره با یه دختر بانمک حالی داره
موش موشک آسه برو بازی کردی
اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه آخر پیداش میکردم تا میتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت می گردم منم دورش میگشتم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 20:0  توسط بابک  | 

ناوک مژگان ( غم عشقت مرا از پای افکند ) >>> نادر گلچين

از نوک مژگان می زنی
تيرم چند  تيرم چند  تيرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
از نوک مژگان می زنی
تيرم چند  تيرم چند  تيرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند  پای افکند  پای افکند

چرا می زنی می زنی می زنی می زنی  يار
چرا می کشی می کشی می کشی می کشی يار
تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را
همه پير و جوان را  جانم
همه پير و جوان را

دستگاه : همایون ( گوشهُ شوشتری )

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/13ساعت 10:4  توسط بابک  | 

بازيچه >>> نادر گلچين

به تو ميگم که نشو ديونه ای دل
به تو ميگم که نگير بهونه ای دل
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم
به تو ميگم عاشقی ثمر نداره
واسه تو جز غمو دردسر نداره
 من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم

عقلمو زير پا گذشتی رفتی
تو منو مبتلا گذشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو وا گذشتی رفتی
به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
هر جا رفتی پا گذشتی
فتنه بر پا کردی ای دل
ميدونم تو ديگه عاقل نميشی
تو ديگه برای من دل نميشی
ميدونم تو ديگه عاقل نميشی
تو ديگه برای من دل نميشی
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 10:14  توسط بابک  | 

رسم زمونه >>> رسول نجفيان

رسول نجفيان

عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه

بوته ی یاس بابا جون هنوز
گوشه ی باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاست خدا میدونه

میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشه ی طاقچه توی ایونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

پرسید زیر لب یکی با حسرت
پرسید زیر لب یکی با حسرت
از ما ها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا ميدونه

میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه



برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/19ساعت 0:23  توسط بابک  | 

عروسک شکسته >>> نلی

نلی

اگه برم اگه برم
رنگ گريه با صدامه
اگه نرم اگه نرم
روز مرگ خنده هامه
نميتونم رها کنم خودمو از اين اسيری
کجا برم کجا برم
زنجير غمت به پامه
به من بگو  بگو به من
ديروز برات چی بودم
عروس حجله بسته
امروز برات چی هستم
عروسک شکسته
دستای توديگه دست يه مهربون نيست
حرفای تو ديگه حرف يه همزبون نيست

آی
چه ميدونی چه دردييه تو کاسه سياه ومات چشم عروسک
آی
چه ميدونی چه حرفييه رو لبای غمزده بی خشم عروسک
ديروز برات چی بودم
عروس حجله بسته
امروز برات چی هستم
عروسک شکسته
فانوس بزرگ عشق تو بی فروغ بود
حرفای قشنگت مثل خودت دروغ بود

عروسک شکسته ايی که همه تنش نگاهه
به خاطر نگاه تو چشم شيشه ايش به راهه
وقتی مييای زمستونش پر لاله های سرخه
وقتی ميری بهارشم  پر لاله سياهه
به من بگو  بگو به من
ديروز برات چی بودم
عروس حجله بسته
امروز برات چی هستم
عروسک شکسته
فانوس بزرگ عشق تو بی فروغ بود
حرفای قشنگت مثل خودت دروغ بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/05ساعت 15:40  توسط بابک  | 

 

سايت تخصصي كامپيوتر و اينترنت و . . . nazikhanoomi
 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com