|
|
|
|
|
می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود گلبـن لبخند فردایی موج سر زده از اشک سیمینه رود فراز رود نغمه خوان شکفته باغ کهکشان می سوزد شب در این میان رود و سرودش اوج و فرودش می رود تا دریای دور باغ آیینه دارد در سینه می رود تا ژرفای دور موجی در موجی می بندد بر افسون شب می خندد با آبی ها می پیوندد فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد موجی در موجی می بندد بر افسون شب می خندد با آبی ها می پیوند فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد موجی در موجی می بندد بر افسون شب می خندد با آبی ها می پیوندد |
||
|
|
|
|
|
سر اومد زمستون |
||
|
|
|
|
|
غروب از ره رسید با تشکر از رضا عزيز که تعدادی از ترانه های نلی رو برای من فرستادن |
||
|
|
|
|
|
کودکم با هنرم منم همکار مادر هميشه توی خونه |
||
|
|
|
|
|
آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع |
||
|
|
|
|
|
در روح و جان من |
||
|
|
|
|
|
واي گل سرخ سفيدم کی مي آيی |
||
|
|
|
|
|
دختر همسایه شبای تابستون گاهی میومد روی بوم |
||
|
|
|
|
|
ناوک مژگان ( غم عشقت مرا از پای افکند ) >>> نادر گلچين
از نوک مژگان می زنی دستگاه : همایون ( گوشهُ شوشتری ) |
||
|
|
|
|
|
به تو ميگم که نشو ديونه ای دل |
||
|
|
|
|
|
عجب رسمیه رسم زمونه |
||
|
|
|
|
|
|
||