|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
نازت کشيدم ديدم سرانجام خوب حرف بزن توضيح بده از تمول از سرمايه خونه شخصی داری ؟ مهرت اگر چه بر دل نشسته من هم ز عشقت نمی گريزم اصلاً ميدونی چيه من جز محبت از تو چيزی نميخوام چو دارم اکنون يقين ز مهرت باشد دل روشن |
||
|
|
|
|
![]() هر که ديدم ياری داره من ندارم
شب که ميشه خانه اي روشن ندارم برم پيش خدا دادی بر آرم من از کی کمترم ياری ندارم من چرا يک گل به صد گلشن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم کاشکی در دل غم نداشتم
شب روی سنگ سر میذاشتم از همه بودم جدا از دیار آن آشنا من که اینجا یار و غم خواری ندارم دیگه در شهر شما کاری ندارم من چرا یک گل به صد گلشن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم بستم دگر بار سفر
ميرم به يک شهر دگر میرم و دل به دریا میزنم
سر به دشت و به صحرا میزنم میرم آنجا در آنجا میزنم من چرا يک گل به صد گلشن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم ای خدا من که دل از آهن ندارم |
||
|
|
|
|
|
امشب به بر من است آن مایه ی ناز |
||
|
|
|
|
|
به من نگو دوستت دارم >>> روانبخش حالا كه كار تو شده تو با اين چرب زبوني هي به من دروغ ميگي حالا كه كار تو شده پر از نيرنگ و ريا |
||