تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

ماتم >>> اشکان

اگه سرد بدن من
اگه بی روحه تن من
نداره اگه صدايی  حتی گريه کردن من
اگه ماتم زده هستم  از وجودم غم ميريزه
تو دلم درد بزرگه
داغ يک يار عزيزه

روی گلبرگ وجودم  رو تمام تار و پودم
اگه تو غباری از غم  مي بينی به جای شبنم
از يه داغ جان گدازه  برای يه درد تازه
از يه داغ جان گدازه  برای يه درد تازه

دوست دارم به پاش بسوزم
با غمش شب بشه روزم
بس که خوب و نازنين بود
مي پرستمش هنوزم

داغ اون يه داغ کهنه است
درد يک فراق کهنه است
داغ اون يه داغ کهنه است   درد يک فراق کهنه است

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 0:12  توسط بابک  | 

چرا نمی رقصی (رعنا) >>> ويگن

ويگن در رشت

قد و بالای تو رعنا رو بنازم
تو گل باغ تمنا را بنازم
تو كه با عشوه گری  از همه دل می بری
منو شیدا می‌كنی
 چرا نمی رقصی
تو كه با موی طلا  قد و بالای بلا
فتنه بر پا می‌كنی
چرا نمی رقصی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنا رو بنازم
ای سبک رقص بلا  تو نکن ناز و بیا
تو که در رقص طرب شعبده بازی
ای گل عشق و صفا  مرو از محفل ما
تو که شاداب تر از هر گل نازی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنّا را بنازم

چو برقصی تو فریبا
ببری از دل من تاب وتوانم
چو خرامی ز تمنا
فكنی برق هوس بر دل و جانم
ز نگاهم چو گریزی
تو پریزاده مگر خواب و خیالی
چه شود گر بخرامی
تو كه شیرین تر از امید وصالی
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنا را بنازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/25ساعت 23:24  توسط بابک  | 

کودک بابا >>> حميد شب خيز

لینک 2

عكس از aksestan.irxblog.com

کودک بابا  چشماتو وا کن
اول راهی راتو پيدا کن
پا به دنيای تازه ميذاری
ماجرا ها در پشت سر داری
تا جوون هستی فکر فردا باش
کوچيکه چشمت فکر دريا باش
همتت باشه تکيه گاه تو
تا نشه دشمن سد راه تو

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

روزگار ما بيش و کم داره
راه فردا ها پيچ و خم داره
زندگی يعنی خوب و بد ديدن
سردی و گرمی دست بد ديدن
از خودت دور کن صحنه سازی رو
بی ثمر بدون يکه تازی رو
مرد با گذشت فکر هستی نيست
چيزی بدتر از خود پرستی نيست

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن
 
هر کدوم از ما يه مسافريم
باقيه دنيا اما ما ميريم
من دو روزی رو مهمونت هستم
تا بزرگ بشی بارمو بستم
باید برم تا تو روی پا باشی
سنگ زیریه آسیاب باشی
روی پات وايسا مرد و مردونه
از آدم فقط خوبی ميمونه

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غم ها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

با شکست بساز پشت به غم ها کن

تشکر از فرشید عزیز که متن ترانه رو کامل کردند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 1:16  توسط بابک  | 

سرگذشت >>> روانبخش

 به من بگو ای سنگ صبور
تو صبوري يا من صبور
من به عمرم نديده ام
بوی شادی رنگ سرور   بوی شادی رنگ سرور

بشنو از من تو سرگذشتم
تا بدانی تو سرنوشتم
سرنوشت دلی که ماند
از همه آرزو به دور   از همه آرزو به دور

اولين عشقم از کنار من
چو آهو سوی صحرا آيد
غافل از چشم ژاله بار من
همچو جادو بی خبر از .؟.
 
درد و اندوه بی کران را من تحمل کرده ام
همچنان کوهی من صبوري دور از آن گل کردم

 حالا به من بگو ای سنگ صبور
تو صبوري يا من صبور
من به عمرم نديده ام
بوی شادی رنگ سرور   بوی شادی رنگ سرور
بشنو از من تو سرگذشتم
تا بدانی تو سرنوشتم
سرنوشت دلی که ماند
از همه آرزو به دور   از همه آرزو به دور

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/22ساعت 22:11  توسط بابک  | 

خنده گريه >>> عماد رام

گه ميخندم گه ميگريم
از گذشت اين زمانه
رسم و راهم  همچو پيران
شور و شوقم کودکانه
گه چو غنچه از نسيمی  خنده در من زد جوانه
گه چو شمعی از شراری  اشک چشمم شد روانه
خنده هايم گريه آور
گريه هايم بی بهانه

چو به عمر گذشته گريم
چه کنم گر لبم نخندد
چو به فردا کنم نگاهی
غم عالم رهم ببندد
رند عالم  آن کسی کو  زين ميانه
بر گزيند شور و حال عاشقانه

همین ترانه با صدای اشکان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/22ساعت 3:32  توسط بابک  | 

فردوسی (شاهنامه) علی اصغر شاه زيدی

الا اي برآورده چرخ بلند
 چه داري به پيري مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پيري مرا خوار بگذاشتي

مرا كاش هرگز نپروردي يار
 چو پرورده بودي نيازردي يار
نه اميد دنيا نه عقبي به دست
 ز هر دو رسيده به جانم شكست


ستاره شب تيره يار من است   من آنم که دريا کنار من است


مرا كاش هرگز نپروردي يار
چو پرورده بودي نيازردي يار
نه اميد دنيا نه عقبي به دست
ز هر دو رسيده به جانم شكست

بسی رنج بردم در اين سال سی
عجم زنده کردم بدين پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و بران نيابد گزند

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/21ساعت 17:31  توسط بابک  | 

قبيله ليلی >>> مهر پويا

تو از قبيله ليلی
من از قبيله مجنون
تو از سپيده و نوری
من از شقايق پر خون
تو از قبيله دريا
من از نژاد کويرم
هميشه تشنه و غمگین
هميشه بی تو اسيرم  هميشه بی تو اسيرم
تو از قبيله ليلی آه
من از قبيله مجنون

حديث عشق من و تو
حديث ابر بهاری
به من چه می رسد ای دوست
از اين همه غم و زاری  از اين همه غم و زاری
تو از قبيله لبخند
من از قبيله اندوه
فضای فاصله صد آه
فضای فاصله صد کوه  فضای فاصله صد کوه
تو از قبيله ليلی آه
من از قبيله مجنون
تو از سپيده و نوری
من از شقايق پر خون

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 12:23  توسط بابک  | 

ميخوام برم كوه >>> پري زنگنه

مي خوام برم کوه
شکار آهو
تفنگ من کو ليلي جان تفنگ من کو

بالاي پشتي عاشق را کشتي
با خون عاشق ليلي جان نامه نوشتي

روي چو ماهت
تير نگاهت
برده دل از من ليلي جان چشم سياهت

بالاي بومي
کفتر پروني
شستت بنازم ليلي جان
خوب مي پروني

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 0:57  توسط بابک  | 

حادثه >>> داریوش

گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی
خواب و سرابی
گفتی که منم با تو ولیکن
تو نقابی اما تو نقابی
فریاد کشیدم  تو کجایی  تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا  تا که بیابی
فریاد کشیدم  تو کجایی  تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا  تا که بیابی

چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر
خطر باش فکر خطر باش

هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابی است  که بر سینه خاک است
در سایه هر سنگ اگر گل به زمین است
نقش تن ماری است که در خواب کمین است
در هر قدمت خار  هر شاخه سر دار
در هر نفس آزار  هر ثانیه صد بار
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش  مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر
خطر باش  فکر خطر باش
گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آّب و عطش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست
گفتی چو شدی تشنه ترین  قلب تو دریا است
گفتم که در این راه کو نقطه آغاز
گفتی که تویی  تو  خود پاسخ این راز
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش  مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم
فکر خطر باش  فکر خطر باش
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش  مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم
فکر خطر باش  فکر خطر باش

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 20:58  توسط بابک  | 

الفبا >>> ایرج

ايرج و گلپا

الف میگم ابروت کمونه  ای کمون ابروی من
ب میگم بالات بلنده  ای گل خوشبوی من
ت تو را میخوام عزیزم تا برام تاتی کنی
ث ثواب گر لباتو با لبام قاطی کنی

جیم جوابم را ندادی
چ چرا
ح حامی خواتم خودم میخوام تو را
دال دلم پیش دلت باشد گرو
ذال ذلیلت گشتم از پیشم نرو
دال و ذال و ر  روسری قشنگ داری
ز و ز و ز  ز حال من خبر داری
سین میخوام بگم  سمن بری سمن بری
شین میخوام بگم  شیرین لبی و شکری

صاد و ضاد و طین و ظین و عین و غین و ف و قاف و کاف و گاف و لام و میم
لم بده برام رو صندلی رو صندلی
نون نیگات کنم چرا که خیلی خوشگلی
ی یواش بیا بخون برام الف ب رو
دیدی که برات الف رو خوندم تا ی  رو

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 3:2  توسط بابک  | 

بهار >>> فریدون فرخزاد

 

 با عشق نگاه کن ببين فصل بهاره
خورشيد تو دستای عاشق خونه داره
عاشق سراغ گل سرخو ميگيره
بلبل از اسم زمستون گله داره
برخيز که دنيا پر از نور اميده
جز عشق در عالم کسی چيزی نديده

دلا پر از شکوفه های خوشبو
بیا يه دستی گل بزن به گيسوت
وقتی که اينجوری غمين ميشينی
هزار تا چين مياد ميون ابروت   هزار تا چين مياد ميون ابروت

مگه پاييز رو گونه هات نشسته
که اشک ميريزی با چشای بسته
بيا که آفتاب از بهار در اومد
دل زمستون از بهار شکسته
بيا که آفتاب از بهار در اومد    دل زمستون از بهار شکسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 0:24  توسط بابک  | 

لانه مور >>> سيمين غانم

 

 

نميدونم دلم ديوونه کيست

کجا می‌گردد و در خونه کيست

نميدونم دل سرگشته ما
اسیر نرگس مستونه کیست

دلا خو کن دل خونین پسندند 

دلا خون شو که خوبان اين پسندند
متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی اون گروهی این پسندند

دلا اصلا نترسی از ره دور
دلا اصلا نترسی از ته گور
دلا اصلا نميترسی که روزی
شوی بنگاه مار و لانه مور
دلا اصلا نميترسی که روزی   شوی بنگاه مار و لانه مور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 23:10  توسط بابک  | 

 

سايت تخصصي كامپيوتر و اينترنت و . . . nazikhanoomi
 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com