تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

پرستوی عاشق >>> سیما بینا

فريدون مشيری  اقبال مشيری  سيما بينا  مريم نشاط

پرستوی ناز من
شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار
بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

چشم به ره منتظرت
تشنه ديدارت
تاب و توان دل من
روی پريوار ت
نوش که لب چون شکرت داروی درد من
روشن و گرم از تو شود کلبه سرد من

پرستوی ناز من شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/23ساعت 0:17  توسط بابک  | 

کلاغ پر >>> ويگن

یه مرغ نازی داشتم 
خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش 
رو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا  پات بشکنه ایشالّا 
بگید ایشالّا  ایشالّا
مرغ منو گرفتی  ای کاش یه روز به چنگم بیفتی
بگید ایشالّا  ایشالّا
نه بوم  نه در  نه ایوون  نه لانه و شبستون نه آتیش  نه خاکستر
  اگه گفتین چی چی پر ؟
کلاغ پر
گنجشک پر  کلاغ پر  شغال پیر باغ پر
کبوتر دلم پر  گلدون پرگلم پر
چراغ ایوونم پر  مرغ شبستونم پر

یه مرغ نازی داشتم  خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش  رو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا  پات بشکنه ایشالّا  بگید ایشالّا  ایشالّا
مرغ منو گرفتی  ای کاش یه روز به چنگم
بیفتی بگید ایشالّا  ایشالّا
نه بوم  نه در  نه ایوون  نه لانه و شبستون نه آتیش  نه خاکستر 
اگه گفتین چی چی پر ؟
کلاغ پر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/22ساعت 11:1  توسط بابک  | 

Hello >>> Lionle Richie

Kenny Rogers & Lionel Richie

I've been alone with you  inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips  a thousand times
I sometimes see you pass outside my door

Hello
Is it me you're looking for

I can see it in your eyes  i can see it in your smile
You're all I've ever wanted and my arms are open wide
cause you know just what to say and you know just what to do
And I want to tell you so much
I love you

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again  how much I care
Sometimes I feel my heart will overflow

Hello
I've just got to let you know

Cause I wonder where you are  and I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely  or is someone loving you
Tell me how to win your heart  for I haven't got a clue
But let me start by saying
I love you

Hello
Is it me you're looking for

Cause I wonder where you are and I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely  or is someone loving you
Tell me how to win your heart for I haven't got a clue
But let me start by saying
I love you

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/19ساعت 10:26  توسط بابک  | 

اقرار >>> فريدون فرخزاد

ما در سکوت نيز بيگانه نيستيم
آيا تو ميتوانی
سرشاری  .؟.
با پرده سکوت بپوشانی
آيا تو ميتوانی
با چسمهايت در من
کلام خواهش را ننويسی

من در تو زيستم
من با تو تا دور تا بينهايت رفتم
تا مرز بی خبری رفتم
بنويس بنويس تکرار کن
بيگانه نيستی بيگانه نيستم
بنويس بنويس تکرار کن
بيگانه نيستی بيگانه نيستم
اقرار کن
ما در سکوت نيز بيگانه نيستيم
من در تو زيستم
من با تو تا دور تا بينهايت رفتم
تا مرز بی خبری رفتم
بنويس بنويس تکرار کن
بيگانه نيستيم بيگانه نيستم
بنويس بنويس تکرار کن
بيگانه نيستيم بيگانه نيستم
اقرار کن
ما در سکوت نيز بيگانه نيستيم
ما در سکوت نيز بيگانه نيستيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/17ساعت 0:53  توسط بابک  | 

شادوماد >>> ویگن

خنچه بیارید لاله بکارید
خنده بر آرید
میره به حجله شادوماد

بله برونه گل میتکونه
دسته به دسته دونه به دونه
شادوماد

چه قشنگه موی بافتش
چه بلنده تازه عروس
چه قشنگه چه خوشرنگه
همه رنگه مثل طاووس
خوش به حالش شادوماد

دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
رو جهازش خنده  نازش سینه  بازش مرمریه
همه دور آینه و شمعدون پرده  ایوون کرکریه

خنچه بیارید شادان
لاله بکارید خندان
دوماد کجاییه دستاش حناییه
عشقش خداییه گل پسره
زلفاش گلابه چون لپاش مثال خون
خوش خلق و مهربون شادوماد

خنچه بیارید لاله بکارید
خنده بر آرید
میره به حجله شادوماد

بله برونه گل میتکونه
دسته به دسته دونه به دونه
شادوماد

چه قشنگه موی بافتش
چه بلنده تازه عروس
چه قشنگه چه خوشرنگه
همه رنگه مثل طاووس
خوش به حالش شادوماد

دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
رو جخازش خنده  نازش سینه  بازش مرمریه
همه دور آینه و شمعدون پرده  ایوون کرکریه

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/13ساعت 0:40  توسط بابک  | 

مهتاب >>> ويگن

ويدا و ويگن

مهتاب 
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان 
آّه  مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی بخش جهان
کو ماهم

نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا 
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم

مهتاب
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده ام 
آه افسوس
رفت و آن دوران گذشت
سر نهم بر کوه و دشت
از هجرش

نزدت چه شبها با اون در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا 
لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا
غرق تماشا بودیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/10ساعت 21:21  توسط بابک  | 

آسمون >>> كوروس سرهنگ زاده

آسمون 
ابراتو وردارو برو
دیگه تنها منو بگذارو برو
آسمون اخماتو وا کن
آبی شو
آسمون
آفتابی شو  آفتابی شو

آسمون غرقه به خونه دل من
آسمون دشت جنونه دل من
تک و تنها توی دنیای بزرگ
آسمون بی هم زبونه دل من

آسمون مرده دیگه مهر و وفا
بزم ما پر شده از رنگ و ریا
نه محبت می شه پیدا نه صفا
آسمون قهر دیگه از ما خدا

آسمون کاشکی که می شد بپرم
تو دله آبی تو خونه کنم
کاشکی می شد مثال ابرای تو
زار زار گریه مستونه کنم
زار زار گریه مستونه کنم

آسمون ابراتو وردارو برو
دیگه تنها منو بگذارو برو
آسمون اخماتو وا کن آبی شو
آسمون
آفتابی شو  آفتابی شو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/09ساعت 8:39  توسط بابک  | 

خاکستر >>> مهناز و فریدون فرخزاد

مهناز

دلم مي‌خواد صدا باشم
صداي اون لبا باشم
تو بوي شبهاي بهار من خواب اون شبا باشم
دلم مي‌خواد گلدون باشي گل سفيد ياس باشم
تو باغ و من بهار تو
واسه تنت لباس باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم
با تو فقط تنها باشم

بهار خوب قصه ساز رسيده از راه دراز
رو سبزه بارون بهار هوا هواي گل ناز
دلم مي‌خواد گلدون باشي گل سفيد ياس باشم
تو باغ و من بهار تو
واسه تنت لباس باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم
با تو فقط تنها باشم

دلم مي‌خواد مجنون باشی ليلاي قصه‌ها باشم
تو سبزه بارون زده من بوي سبزه‌ها باشم
دلم مي‌خواد گلدون باشي گل سفيد ياس باشم
تو باغ و من بهار تو
واسه تنت لباس باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم
با تو فقط تنها باشم

دلم مي‌خواد مجنون باشي ليلاي قصه‌ها باشم
توسبزه بارون زده من بوي سبزه‌ها باشم
دلم مي‌خواد گلدون باشي گل سفيد ياس باشم
تو باغ و من بهار تو
واسه تنت لباس باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم
با تو فقط تنها باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم با تو فقط تنها باشم
دلم مي‌خواد هرجا باشم با تو فقط تنها باشم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 23:33  توسط بابک  | 

Hale Lim >>> فريدون فرخزاد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/06ساعت 0:25  توسط بابک  | 

درو وا نمی کنم >>> فریدون فرخزاد

همراه گروه خوانندگان شو میخک نقره ای

فريدون فرخزاد در جشن دختر سال

اگه ماه از آسمون پايين بياد در بزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه
تو سرم هزار تا فرياد بزنه
چون تو مهمون مني
درو وا نمي‌كنم
مونس جون مني
درو وا نمي‌كنم  درو وا نمي‌كنم
نه درو وا نمي‌كنم

اگه بر بال هما تخت سليمون بذارن
پريا هديه برام تاج و جواهر بيارن
ستاره‌ها زمين بيان در بزنن
شب تا سحر صد بار به من سر بزنن
چون تو مهمون مني
درو وا نمي‌كنم
مونس جون مني
درو وا نمي‌كنم درو وا نمي‌كنم
نه درو وا نمي‌كنم

اگه از قصر بلند آسمون
اگه از بهشت عشق پريون
كنيزاي مو طلايي سحر
بيارن هزارتا مژده و خبر
ستاره‌ها زمين بيان در بزنن
شب تا سحر صدبار به من سر بزنن
چون تو مهمون مني
درو وا نمي‌كنم
مونس جون مني
درو وا نمي‌كنم درو وا نمي‌كنم
نه درو وا نمي‌كنم

اگه ماه از آسمون پايين بياد در بزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه
تو سرم هزار تا فرياد بزنه
چون تو مهمون مني
درو وا نمي‌كنم
مونس جون مني
درو وا نمي‌كنم  درو وا نمي‌كنم
نه درو وا نمي‌كنم

اگه از قصر بلند آسمون
اگه از بهشت عشق پريون
كنيزاي مو طلايي سحر
بيارن هزارتا مژده و خبر
ستاره‌ها زمين بيان در بزنن
شب تا سحر صدبار به من سر بزنن
چون تو مهمون مني
درو وا نمي‌كنم
مونس جون مني
درو وا نمي‌كنم درو وا نمي‌كنم
نه درو وا نمي‌كنم
درو وا نمي‌كنم نه درو وا نمي‌كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 16:18  توسط بابک  | 

شرقي غمگين >>> فريدون فرخزاد

همراه گروه خوانندگان شو میخک نقره ای

ای شرقی غمگین
بازم خورشید در اومد
کبوتر آفتاب روی بوم تو پر زد
بازار چشم تو پر از بوی بهاره
بوی گل گندم تو رو به یاد میاره
ای شرقی غمگین
تو مثل کوه نوری
نذار خورشیدمون بمیره
تو مثل روز پاکی مثه دریا مغروری
نذار خاموشی جون بگیره

ای شرقی غمگین
وقتی آفتاب تو رو دید
تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید
شب راهشو گم کرد تو گیسوی تو گم شد
آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید
ای شرقی غمگین
تو مثل کوه نوری
نذار خورشیدمون بمیره
تو مثل روز پاکی مثه دریا مغروری
نذار خاموشی جون بگیره

ای شرقی غمگین
زمستون پیش رومه
با من اگه باشی گل و بارون کدومه
آواز دست ما می پیچه تو زمستون
ترس از زمستون نیست که آفتابش رو بومه
ای شرقی غمگین
تو مثل کوه نوری
نذار خورشیدمون بمیره
تو مثل روز پاکی مثه دریا مغروری
نذار خاموشی جون بگیره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/03ساعت 12:32  توسط بابک  | 

شب انتظار >>> داریوش رفیعی

شب به گلستان تنها
منتظرت بودم
باده نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم  منتظرت بودم

آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم  منتظرت بودم

بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غمها به سر آمد
زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم  منتظرت بودم

پیش گلها  شاد و شیدا
می خرامید آن قامت موزونت
فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت

در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم  منتظرت بودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/01ساعت 9:56  توسط بابک  | 

 

سايت تخصصي كامپيوتر و اينترنت و . . . nazikhanoomi
 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com