تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

هديه >>> سياوش قميشی

لینک 2

وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو

دلم و از مال دنیا
به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهیم
به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی

بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی
بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/28ساعت 0:14  توسط بابک  | 

مادر >>> شهرام صولتی

لينک 2

شهره و شهرام

مادرم عشقو محبتاتو قربون
مادرم گرمی صحبتاتو قربون
مادرم بیا دلم هواتو کرده
بیا باز با من بمون هواتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون

مادرم عاشق عشق بی ریاتم
مادرم هر جا باشی خودم فداتم
مادرم زندگیمون بی تو عذابه
خوشی تو زندگیمون مثل سرابه
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون

مادرم عشقو محبتاتو قربون
مادرم گرمی صحبتاتو قربون
مادرم بیا دلم هواتو کرده
بیا باز با من بمون هواتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی
پسرت تو فکرته فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی پسرت تو فکرته
فکراتو قربون
مادرم اینجا که باشی یا نباشی پسرت تو فکرته
فکراتو قربون

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 10:31  توسط بابک  | 

ديدار مادر >>> ويگن

لینک 2

 

در اولين فرصت متن ترانه رو  اضافه ميکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 9:39  توسط بابک  | 

مادر >>> داوود مقامی

لینک 2

 

در اولين فرصت متن ترانه رو  اضافه ميکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 9:36  توسط بابک  | 

از تو تنها شدم >>> سيمين غانم

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشهُ آسمون پر رنگین گمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
می شکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
می سوزه شقایق از داغ

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/22ساعت 15:2  توسط بابک  | 

سيمين بری >>> جمشيد شيبانی

ويگن شيبانی گلپا

سيمين بری گل پيكری آری
از ماه و گل زيباتری آری
همچون پری افسونگری آری
ديوانهُ رويت منم
چه خواهی دگر از من
سرگشتُ كويت منم
نداری خبر از من

هرشب كه مه درآسمان
گردد عيان دامن كشان
گويم به او راز نهان
كه با من چه ها كردی
به جانم جفا كردی

هم جان و هم جانانه ای اما
در دلبری افسانه ای اما
اما زمن بيگانه ای اما
آزرده ام خواهی چرا
تو ای نو گل زيبا
افسرده ام خواهی چرا
تو ای آفت دلها

عاشق كشی شوخی فسونكاری
شيرين لبی اما دل آزاری
با ما سر جور و جفاداری
می سوزم از هجران تو
نترسی ز حال من
در خرمن و دامان تو
چه باشد گناه من

دارم ز تو نامهربان
شوقی به دل شوری به جان
می سوزم از سوز نهان
ز جانم چه می خواهی
نگاهی به من گاهی

يارب برس امشب به فريادم
بستان از آن نامهربان دادم
بيداد او بركنده بنيادم
گو ماه من از آسمان
دمی چهره بنمايد
تا شاهد اميد من
ز رخ پرده بگشايد

دستگاه : بیات اصفهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 12:59  توسط بابک  | 

ناوک مژگان ( غم عشقت مرا از پای افکند ) >>> نادر گلچين

از نوک مژگان می زنی
تيرم چند  تيرم چند  تيرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
از نوک مژگان می زنی
تيرم چند  تيرم چند  تيرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند  پای افکند  پای افکند

چرا می زنی می زنی می زنی می زنی  يار
چرا می کشی می کشی می کشی می کشی يار
تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را
همه پير و جوان را  جانم
همه پير و جوان را

دستگاه : همایون ( گوشهُ شوشتری )

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/13ساعت 10:4  توسط بابک  | 

بته چين >>> محمد رضا شجريان

ای مه من ای بته چين ای صنم
لاله رخ و زهره جبين ای صنم
تا به تو دادم دل و دين ای صنم
بر همه کس گشته يقين ای صنم
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

هر که تو را ديده ز خود دل برید
رفته ز خود تا که رخت را بديد
تير غمت چون به دل من رسيد
همچو بگفتم که همه کس شنید
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

ای نفس قدس تو احيای من
چون تويي امروزه مسيحای من
حالت جمعی تو پريشان کنی
وای
و به حال دل شيدای من
من ز تو دوری نتوانم ديگر
جانم وز تو صبوری نتوانم ديگر
بيا حبيبم بيا طبيبم
بيا حبيبم بيا طبيبم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت 8:46  توسط بابک  | 

آواز خوان >>> ويگن

من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
گرچه مشهور جهان خوانی مرا  خاکم هنوز
من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
گرچه مشهور جهان خوانی مرا  خاکم هنوز

قصه ها دارم از آن شبهای شيرين شما
قصه ها از ظلمت روزهای غمگين شما
قصهُ صدها رفيق بی ريای ميکده
گاه آغوش و گهی از پا فتاده ميکده
اين منم تنها رفيق آشنای هر زمان
هر که بودم هر چه هستم
با تو هستم بی گمان

همنشين باوفای من تويی
غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من
آشنای اين صدای من تويی

گريه کردی
گريه ات را من به آهنگی سرودم
خنده کردی
شاد خواندم با تمامی وجودم
هرچه کردی از محبت
هر چه کردی از برايم
همچو گل بر سر نهادم
قدر دانستم ستودم

گريه کردی
گريه ات را من به آهنگی سرودم
خنده کردی
شاد خواندم با تمامی وجودم
هرچه کردی از محبت
هر چه کردی از برايم
همچو گل بر سر نهادم
قدر دانستم ستودم

همنشين باوفای من تويی
غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من
آشنای اين صدای من تويی
يادگار خاطرات خوب من  آشنای اين صدای من تويی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 20:42  توسط بابک  | 

بازيچه >>> نادر گلچين

به تو ميگم که نشو ديونه ای دل
به تو ميگم که نگير بهونه ای دل
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم
به تو ميگم عاشقی ثمر نداره
واسه تو جز غمو دردسر نداره
 من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم

عقلمو زير پا گذشتی رفتی
تو منو مبتلا گذشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو وا گذشتی رفتی
به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
هر جا رفتی پا گذشتی
فتنه بر پا کردی ای دل
ميدونم تو ديگه عاقل نميشی
تو ديگه برای من دل نميشی
ميدونم تو ديگه عاقل نميشی
تو ديگه برای من دل نميشی
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 10:14  توسط بابک  | 

گل يخ >>> فرهاد

گل یخ گل یخ
هر صبح تو می خندی
کوچک و پاکیزه
برمن تو دل میبندی
ای گل یخ شکوفا شو شکوفان همیشه
گل یخ  گل یخ  پایدار وطن همیشه
ای گل یخ شکوفا شو شکوفان همیشه
گل یخ گل یخ پایدار وطن همیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 10:24  توسط بابک  | 

تجديد عهد >>> الهه و عارف

آمدی تا بار ديگر  قصه دل گيرم از سر
رنج من گردد فزون تر
آمدم تا دل ببازم
عشق خود را زنده سازم
جان من از شکوه بگذر
آمدم آشفته سر  گفتم به دل کی فتنه گر 
 ايام غم ديگر گذشته
قصد آزار مرا داری اگر بگذر ز من 
زيرا که آب از سر گذشته

آمدی تا زنده گردد
خاطرات عشق ديرين
بهر تجديد مودت  کوچه باشد بهتر از اين
افتد آخر بر زبان ها راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند می به مينای شکسته

به که از حالم نپرسی از مه و سالم نپرسی
از سخن گفتن چه حاصل
من اسير سرنوشتم روی تو باشد بهشتم
بگذر از آزردن دل

آمدم آشفته سر  گفتم به دل کی فتنه گر 
 ايام غم ديگر گذشته
قصد آزار مرا داری اگر بگذر ز من 
زيرا که آب از سر گذشته

اين دو روز زندگانی اين همه غوغا ندارد
تا به کی نالم ز دنيا فتنه دارد يا ندارد
افتد آخر بر زبان ها راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند می به مينای شکسته

اين دو روز زندگانی
اين همه غوغا ندارد
تا به کی نالم ز دنيا
فتنه دارد يا ندارد
افتد آخر بر زبان ها
راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند
می به مينای شکسته
آه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/06ساعت 16:8  توسط بابک  | 

نامزدی >>> منوچهر سخايي

شنيدم رفتی و همسر گرفتی
خيال عاشقی از سر گرفتی
پرستو بودی و من دام عشقت
نشستی يک زمان و پر گرفتی

همه دلگرم عشق و رقص و آواز
دل من ميکند سوی تو پرواز
به صد لبخند شرم آلوده گويي
که من رفتم نمی آيم دگر باز

ميان شاخهُ گل های دسته
عروسان به تختی در نشسته
به جشن نامزدی يک حلقهُ زرد
بر انگشت بلورش حلقه بسته

همه دلگرم عشق و رقص و آواز
دل من ميکند سوی تو پرواز
به صد لبخند شرم آلوده گويي
که من رفتم نمی آيم دگر باز
که من رفتم نمی آيم دگر باز

ميان شاخهُ گل های دسته
عروسان به تختی در نشسته
به جشن نامزدی يک حلقهُ زرد
بر انگشت بلورش حلقه بسته

همه دلگرم عشق و رقص و آواز
دل من ميکند سوی تو پرواز
به صد لبخند شرم آلوده گويي
که من رفتم نمی آيم دگر باز
که من رفتم نمی آيم دگر باز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/06ساعت 9:26  توسط بابک  | 

انتظار >>> فرح

به راهِ وی تا سحر ماندم
ژاله افشاندم  او نیامد
به امیدش با نوای دل
نغغمه ها خواندم  او نیامد

امیدِ دلِ من کجایی
سحر شد چرا پس نیایی
چرا نیایی   که بی تو نالانم
آتش عشقت زد شرر به جانم
آتش عشقت زد شرر به جانم

شب تارم  مهِ رخشان  تویی تو
به گلزارم   گل خندان  تویی تو
ز قلبِ بیتابم چه خواهی
به چشمِ بی خوابم نگاهی
به راه وی تا سحر ماندم
ژاله افشاندم  او نیامد
به امیدش  با نوای نی
نغمه ها خواندم او نیامد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/03ساعت 11:33  توسط بابک  | 

 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com