تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

مرا ببوس >>> حسن گلنراقی

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدا نگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

در میان توفان
هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها
دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها آه
شب سیه سفر کنم
ز تیره ره گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
درپیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

درباره ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/29ساعت 11:39  توسط بابک  | 

ميخوام برقصم >>> عهديه

قر تو کمرم فراوونه
نميدونم کجا بريزم
همين جا همين جا
هی هيکلمو ميجنبونه
نميدونم کجا بريزم
همين جا همين جا
اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا
اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا
آه اون ساز زن رو صداش بزن
رينگ نيناش نيناش بزن
اون ساز زن رو صداش بزن
رينگ نيناش نيناش بزن

اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا
اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا
قر تو کمرم فراوونه
نميدونم کجا بريزم
همين جا همين جا
هی هيکلمو ميجنبونه
نميدونم کجا بريزم
همين جا همين جا
اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا
اينجا ميون سبزه ها
با ناز و با عور و ادا
دلم ميخواد برقصم
همين جا همين جا

ميروم تا يارمو دلدارم و پيدا کنم
خوش به حالت خوش به حالت
ميرم فکری به حال اين دل رسوا کنم
خوش به حالت خوش به حالت
افسونش سازم مجنونش سازم
ميروم تا يارمو دلداده و مجنون کنم
ميروم تا اين دل بيمارمو درمون کنم
خوش به حالت خوش به حالت
خوش به حالت خوش به حالت

ترانه فيلم  شوهر پاستوريزه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/28ساعت 20:43  توسط بابک  | 

ساقی >>> الهه

به من امشب ای ساقی
بده مي دريا دريا
اونقدر امشب مستم كن
كه بشم دور از دنيا
بده جامی اي ساقی
كه بسازم با دردام
ساقی ساقی اي ساقی
باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم
ديگه از كی پنهونه
ساقی ساقی اي ساقس
باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم
ديگه از كی پنهونه

هنوز ديوونشم من
اسير دل تو دستاش
عزيزم اونه اما
غريبم من تو دنياش
آخ كه ديگه يادش نيست
كه ميگفت دلدارم باش

ساقی ساقی ای ساقی
باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم
ديگه از كی پنهونه
ساقی ساقی اي ساقی
باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم
ديگه از كی پنهونه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/28ساعت 0:51  توسط بابک  | 

غذای کودکان گرسنه جهان را تامين کنيم

کرکس ها در انتظار مرگ کودک گرسنه

با روزی يک کليک
 

 >   اینجا   <
 

و با کليک روی دکمه زرد رنگ وسط صفحه

در صفحه بالا روی اين دکمه کليک کنيد

غذای يک کودک گرسنه در جهان را تامين کنيم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 13:3  توسط بابک  | 

افشين مقدم 1324 _ 1355 در تصادف رانندگی درگذشت

زمستون

زمستون
تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون
نميدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها برای تو هميشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببينی تلخه روزهای جدايی
چه سخته چه سخته
بشينم بی تو با چشمای گريون


مسافر

لینک 2

روزی که می خواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه میکردی
میگفتی با حسرت دیگه بر نمی گردی
حالا که بر گشتم با آرزوهایم
دست قشنگ تو در دست من سرده
میگه نگاه تو کاش کی که بر گرده
دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو
از من تو پیدا کردی بهتری بگو بگو
دل را به این و آن سپردن خود بوود گناه
از بام من میخوای که بپری بگو بگو
دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو
از من تو پیدا کردی بهتری بگو بگو
دل را به اینو آن سپردن خود بوود گناه
از بام من میخوای که بپری بگو بگو
گفتم که عمر این سفر کوتاه کوتاهه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راه
حالا که بر گشتم با آرزوهایم
دست قشنگ تو در دست من سرده
میگه نگاه تو کاش کی که بر گرده


به من نخند

لینک 2

ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
بمن نخند بمن نخند برای من مقدسی
مثل نیایش سحر
مراکه خسته تو ام به او ج زندگی ببر
بمن نخند بمن نخند
لحظه باتو بودن غایت خواستن من
صدای التماسم همیشه از تو گفتن
همیشه ازتو گفتن
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
بمن نخند بمن نخند برای من مقدسی
مثل نیایش سحر
مراکه خسته تو ام به او ج زندگی ببر
بمن نخند بمن نخند
لحظه باتو بودن غایت خواستن من
صدای التماسم همیشه از تو گفتن
همیشه ازتو گفتن
برای من عزیزی مثل نفس کشیدن
تمام انتظارم همیشه باتو بودن
همیشه باتو بودن
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
بمن نخند بمن نخند برای من مقدسی
مثل نیایش سحر
مراکه خسته تو ام به او ج زندگی ببر
بمن نخند بمن نخند
لحظه باتو بودن غایت خواستن من
صدای التماسم همیشه از تو گفتن
همیشه ازتو گفتن
برای من عزیزی مثل نفس کشیدن
تمام انتظارم همیشه باتو بودن
همیشه باتو بودن
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی
ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من بخنده طعنه میزنی


آسمون

لینک 2

آسمون ای آسمون که رنگای آبی داری
تورای ابر سفيد چشمای مهتابی داری
توي دومنت پر از ستاره های مهربون
چشمای قشنگ تو پر شده از اشک روون
آسمون گريه نکن چشمات نذار گريون بشه
ابرای قشنگ تو حيفه نذار بارون بشه
آسمون اين دل پر قسه کجا شدی کجا
به خدا دروغه اين افسانه مهر و وفا
شده اين غصه و غم مهمون هر روزه من
مهربونی با دل من هميشه قهره چرا
آسمون گريه نکن چشمات نذار گريون بشه
ابرای قشنگ تو حيفه نذار بارون بشه
آسمون چشمای ما چرا بايد گريون باشه
عاشقی و دل فروختن اين همه ارزون باشه
آسمون گريه نکن چشمات نذار گريون بشه
ابرای قشنگ تو حيفه نذار بارون بشه
آسمون گريه نکن چشمات نذار گريون بشه
ابرای قشنگ تو حيفه نذار بارون بشه


جاودانه

لینک 2

ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
نی چشمت زيبا چون بهاران
نگاهت دارد آتش بر جان
بی تو من تنها بنشسته ام
تنها با غم ها بنشسته ام
ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
تو ديگر هرگز نميايی
دريغ از روز آشنايي
ميدانم روزی دور از تو من
ميميرم تنها از جدايي
ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
من برگ زردی در خزانم
ابری بر چشم آسمانم
غروب سرد زمستانم
شام غمگين عاشقانم
ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
تو ديگر هرگز نميايی
دريغ از روز آشنايي
ميدانم روزی دور از تو من
ميميرم تنها از جدايي
ای عشقت در من جاودانه
رويايی دارم عاشقانه
من برگ زردی در خزانم
ابری بر چشم آسمانم
غروب سرد زمستانم
شام غمگين عاشقانم


سينه ريز ستاره

لینک 2

ای غنچه مهربانی
چون گل شکفتی به يادم
با سوز و ساز جوانی
در شهر تو پا نهادم
در دام عشقت فتادم
سرگشته ام در شهر تو
از هر طرف رانده
آن اولين ديدار ما
در خاطرم مانده
ياد تو چون سايه اي
بر ديده پا مينهد
نيمه شب ها به خواب و رويا
اکنون بيا تا کنم آويزه گردنم
سينه ريزه ستاره ها را
افسانه های نگاهت در آن شب آشنايي
پيوسته شد با وجودم چون نغمه های خدايي
ای آرزويم ای قصه گويم امشب کجايي
ياد تو چون سايه اي
بر ديده پا مينهد
نيمه شب ها به خواب و رويا
اکنون بيا تا کنم آويزه گردنم
سينه ريزه ستاره ها را
افسانه های نگاهت در آن شب آشنايي
پيوسته شد با وجودم چون نغمه های خدايي
ای آرزويم ای قصه گويم امشب کجايي


گذشته

لینک 2

لینک 3

گذشته یه زخم پیر و کهنه است
خوب نمی شه
تو ابرا یه ابر گریه سازه
دور نمی شه
یه مرغ جلد که هیچ وقت نمی ره
یه دشت خشک که با اشک جون می گیره
یه زنجیر یه بند یه دیوار بلند
گذشته جنس کوه مثل سنگ
چه سخته ، چه سخته
گذشتن از تو ديوار گذشته
يه خواب رسيدن به فردايي كه پشت اون نشسته
گذشته ، تو فرياد تمومه گريه هامي
يه عمره تو بيداري تلخه قصه هامي
تو شبهامو به بيداري كشوندي
تو خورشيد يه بيخوابو سوزندي
تو آزاري تو دردي يه ديوار بلندي
گذشته جنس كوهي مثل سنگي
چي ميشد چي ميشد
تمومه لحظه هاي من كه ميرن
بميرن بميرن كه امروز منو از من نگيرن
كه امروز منو از من نگیرن


ای خدا

لینک 2

ای غم به من چه ها نکردی
تو هم به من وفا نکردی
باز آ اگر چو من به دنيا
تنها تری پيدا نکردی
سرگشته اي در دنيای دردم
غير از وفا من با تو چه کردم
آی غير از وفا من با تو چه کردم
ای خدا غمگينم امشب
درد بی تسکينم امشب ای خدا
دانه های اشک حصرت
از مژه برچينم امشب ای خدا
اين منم در شام بی فردا نشسته
آه از اين دير آشنايي
چه کنم که بيوفايي
جز نوای بال مرغکان خسته
نشنوم ديگر صدايي
همچون خزان بی بهارم
غمگين به دشت انتظارم
از خاطرات رفته در دل
غم مانده تنها يادگارم
آه غم مانده تنها يادگارم
اين منم در شام بی فردا نشسته
آه از اين دير آشنايي
چه کنم که بيوفايي
جز نوای بال مرغکان خسته
نشنوم ديگر نوايي
نشنوم ديگر نوايي
همچون خزان بی بهارم
غمگين به دشت انتظارم
از خاطرات رفته در دل
غم مانده تنها يادگارم
آه غم مانده تنها يادگارم


فانوس ماه

لینک 2

فانوس ما روشن و زيبا
جام خورشيد چشمه رويا
زندگی جای اميده
آسمونا خوب تماشا کن
در به روی خنده ها وا کن
پشت شب صبح سپيده
تو دنيا هر کسی به خدا داره درد و بلا زندگی همينه
بر غم ها گر تو خنده کنی اين طبيعت ماست شادی آفرينه
عمر ما گر که خوش گذرد زندگی به خدا گرم و دل نشينه
خوشبخت اونه عشقي شيرين در قلب خود داشته باشه تا جوونه
پس چه خوبه خاطره اي از عشقي پاک داشته باشه تا جوونه
تو دنيا هر کسی به خدا داره درد و بلا زندگی همينه
بر غم ها گر تو خنده کنی اين طبيعت ماست شادی آفرينه
عمر ما گر که خوش گذرد زندگی به خدا گرم و دل نشينه


پاک باخته

لینک 2

كسي كه كه با غم تو سوخته و ساخته منم
تو قمار عا شقي عشقشو باخته منم
اوني كه درد منو هيچ نميدونه تويي
كلبه ي قلب منو كرده ويرونه تويي
تا مي خوام از غم تو حرفي با دل بزنم
ديگه اين مشكليه كه از اون دل بكنم
تا مي خوام از غم تو حرفي با دل بزنم
ديگه اين مشكليه كه از اون دل بكنم
جاي تو خالي , جاي تو خالي , جاي تو خالي ,جاي تو خالي
جا پاي تو مونده هنوز رو نقشه قالي
امشب نميدونه دلم تو در چه حالي
جاي تو خالي , جاي تو خالي , جاي تو خالي ,جاي تو خالي
دلم تنگه امشب برات خدا گواهه
چون گيسوي پريشونم دنيا سياهه
من اينجا يادت هستم تو اونجا بي خيالي
تو آشيون چشمم جاي تو مونده خالي
جاي تو خالي , جاي تو خالي , جاي تو خالي ,جاي تو خالي


گل افشين >>> کیوان

لینک 2

داريوش کيوان افشين مقدم

گل اشک
شکفته روی گونه ام
دونه دونه
دل من به یادت
شعر مرثیه می خونه
تو آهنگ صدات از نسل بارون
تو شعرت شعر گلدون و زمستون
تو بودی هم صدایی برای قلب عاشق
ولی تنهاتر از گل شقایق
مسافر
تو رفتی
زدی بر قلب عاشق رنگ ماتم
صدای تو مونده
 برای زخم عاشق گشته مرهم
گل افشین
کجایی باز رسید
فصل زمستون
تو رفتی
دوباره باغچه هامون
گشته عریون
جای تو مونده خالی توی خونه
گلای باغچه می گیرن بهونه
گلدون چشم انتظاره
مثه من بیقراره
صدات می پیچه
در گوشم دوباره
گل افشین کجایی
ببینی داغ مرگو رو تنامون
صدای تو مونده
روی آهنگ تلخ گریه هامون
روی آهنگ تلخ گریه هامون
روی آهنگ تلخ گریه هامون
خداحافظ

لینک دانلود آلبوم کامل زیپ شده

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 12:22  توسط بابک  | 

ساده دل >>> جهان

خدايا خدايا عاشقم
عاشقترم کن عاشقترم کن
آه دل

چرا اينجوری نگام ميکنی شايد نميدونی
که همونم اگه تو خونه خرابم نميکردی
من همون ساده دل عاشق بی نام و نشونم
پيش مردم اگه ديوونه خطابم نميکردی
کاش ميمردم زير پات تا بدونی عاشق زارم
اگه اينجوری ميشد نقش بر آبم نميکردی
اگه چون برق بلا هستيمو در هم نميريختی
مثه برگای خزون ساقه به ساقم نميکردی 
چرا اينجوری نگام ميکنی شايد نميدونی
که همونم اگه تو خونه خرابم نميکردی

شبنم صبح شدم تا تن پاکت رو بشويم
اما تو خاک سر راهت حسابم نميکردی
اگه اين بارون اشکو زير پاهات نميريختم
توی امواج نگاهت يه حبابم نميکردی
اگه چون برق بلا هستيمو در هم نميريختی
مثه برگای خزون ساقه به ساقم  نميکردی 
اگه اين بارون اشکو زير پاهات نميريختم
توی امواج نگاهت يه حبابم نميکردی
چرا اينجوری نگام ميکنی شايد نميدونی
که همونم اگه تو خونه خرابم نميکردی

شبنم صبح شدم تا تن پاکت رو بشويم
اما تو خاک سر رات حسابم نميکردی
اگه اين بارون اشکو زير پاهات نميريختم
توی امواج نگاهت يه حبابم نميکردی
اگه چون برق بلا هستيمو در هم نميريختی
مثه برگای خزون ساقه به ساقم  نميکردی 
اگه اين بارون اشکو زير پاهات نميريختم
توی امواج نگاهت يه حبابم نميکردی
چرا اينجوری نگام ميکنی شايد نميدونی
که همونم اگه تو خونه خرابم نميکردی
من همون ساده دل عاشق بی نام و نشونم
پيش مردم اگه ديوونه خطابم نميکردی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/25ساعت 14:6  توسط بابک  | 

حديث عشق >>> فرشته

عشق لحيب دو نگاهه  نمي دونم
يا اينكه حديث يه گناهه  نمي دونم
نمي دونم
عشق تمنای دو قلبه  نمي دونم
يا اين كه رفيق نيمه راهه نمي دونم
نمي دونم
اي عشق عزيز هر چه هستي
من بندهء درگاه تو هستم
تا يك قدمي به مرگ مانده
اي عشق هوا خواه تو هستم

عشق سؤال بي جوابه
تاثير پياله ی شرابه
در سينه نشوندنش ثوابه
يا اينكه حباب روي آبه
نمي دونم نمي دونم

عشق سؤال بي جوابه
تاثير پياله ی شرابه
در سينه نشوندنش ثوابه
يا اينكه حباب روي آبه
نمي دونم نمي دونم

عشق لحيب دو نگاهه  نمي دونم
يا اينكه حديث يه گناهه  نمي دونم
نمي دونم
عشق تمنای دو قلبه  نمي دونم
يا اين كه رفيق نيمه راهه نمي دونم
نمي دونم

من عشقو رو پيشونی فرهاد بجويم
در چهرهء عاشقان غمناک بجويم
در چشم به اشک آمدهء مست خرابات
يا پيش فقيه دست و دل پاک بجويم
ای عشق عزيز هر جا  هستی
من بنده درگاه تو هستم
تا يک قدمی به مرگ مانده
ای عشق هواخواه تو هستم

عشق لحيب دو نگاهه  نمي دونم
يا اينكه حديث يه گناهه  نمي دونم
نمي دونم
عشق تمنای دو قلبه  نمي دونم
يا اين كه رفيق نيمه راهه نمي دونم
نمي دونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/25ساعت 0:18  توسط بابک  | 

زمستون خيالی >>> جهان

ای یار نازنینم یار دل حزینم
بیا بشین به پای حرفای آخرینم
می دونم که این شبا شبستون آخریه
به بهار نمیکشه زمستون آخریه
پری آخری و پریشون آخریه
دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون آخریه
دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون آخریه

تو میون این همه عروسکای دمدمی
تویی که این روزا
دل سوزی و دل سوزی و یار و همدمی
می دونم فرشته ای فرشته آسمونا
یه پری زاده ماهی که تو جلد آدمی

اولا غریبه بودی واسه من
حق حق گریه تو نشناخته بودم
کاشکی از اول عمرم دلمو
توی اون بعض صدا باخته بودم
می دونم که این شبا شبستون آخریه
به بهار نمیکشه زمستون آخریه
پری آخری و پریشون آخریه
دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون آخریه
دیگه جون نیست تو تنم
نیمه جون آخریه
آخریه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 11:59  توسط بابک  | 

مستی ام >>> مهستی

مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

شب که از راه میرسه
غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شهر
باز صدای پاش میاد
من غمای کهنمو بر میدارم
که توی میخونه ها جا بذارم
میبینم یکی میاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز میخونه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
میبینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم
کی میاد به حرفهای من گوش بده
آخه من غریبه هستم باهمه
یکی آشنا میاد به چشم من
ولی از بخت بدم اونم غمه
ولی از بخت بدم اونم غمه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

خسته از هرچی که بود
خسته از هرچی که هست
راه می افتم که برم مثل
هر شب مسته مست
باز دلم مثله همیشه خالیه
باز دلم گریه تنهائی میخواد
برمیگردم تا ببینم کسی نیست
میبینم غم داره دنبالم میاد
میبینم غم داره دنبالم میاد
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 20:25  توسط بابک  | 

تو بزن تا من برقصم >>> مهستی

 

بسه دنیا  دیگه بسه
تو دیگه کار نده دستم
من به ساز تو میرقصم
من به ساز تو میرقصم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم
طاقت و صبر و قرارم
دلم و یار و دیارم
همه چی رفته ز دستم
همه چی رفته ز دستم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم

اگه من همش میرقصم
اگه من همیشه مستم
از کار دنیا میترسم
توی این شهر غریبا
چه تو شادی  چه تو غمها
هر جا هستی با تو هستم

بسه دنیا  دیگه بسه
تو دیگه کار نده دستم
من به ساز تو میرقصم
من به ساز تو میرقصم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم
طاقت و صبر و قرارم
دلم و یار و دیارم
همه چی رفته ز دستم
همه چی رفته ز دستم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم

من زدم به سیم آخر
اگه تا صبح قیامت
بزنی بازم میرقصم
توی این شهر غریبا
چه تو شادی  چه تو غمها
هر جا هستی با تو هستم
بسه دنیا  دیگه بسه
تو دیگه کار نده دستم
من به ساز تو میرقصم
من به ساز تو میرقصم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم
طاقت و صبر و قرارم
دلم و یار و دیارم
همه چی رفته ز دستم
همه چی رفته ز دستم
تو بزن تا من برقصم
تو بزن تا من برقصم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 16:2  توسط بابک  | 

گمشده >>> مرجان

لينك 2

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اونو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اونو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حسارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/22ساعت 14:10  توسط بابک  | 

dance me to end of world >>> Leonard Cohen

لینک 2

 

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We're both of us beneath our love, we're both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of love

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 23:17  توسط بابک  | 

خواهش ميکنم >>> گيتا

الو الو الو الو
الو الو الو الو
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
بگو الان بمیر میمیرم
از غم باد گلو میگیرم
سر راه تو عزیز میریزم
اما من بدون تو میمیرم
اما من بدون تو میمیرم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
تو رو مثل بره آهو من نوازش میکنم
تو رو مثل بره آهو من نوازش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم

من دلم میخواد که باتو سازش بکنم
دل دیوونه رو تو سینه رامش بکنم
صدای زنگ خونه تو گوش من میخونه
عزیزی دارم امشب که پیش من میمونه
صدای زنگ خونه تو گوش من میخونه
عزیزی دارم امشب که پیش من میمونه
صدای زنگ خونه تو گوش من میخونه
عزیزی دارم امشب که پیش من میمونه
سازش میکنم  سازش میکنم
سازش میکنم الو سازش میکنم
برای آخرین بار از تو خواهش میکنم
برای آخرین بار از تو خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
سازش میکنم  سازش میکنم

الو الو الو الو
الو الو الو الو
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
بگو الان بمیر میمیرم
از غم باد گلو میگیرم
سر راه تو عزیز میریزم
اما من بدون تو میمیرم
اما من بدون تو میمیرم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
تو رو مثل بره آهو من نوازش میکنم
تو رو مثل بره آهو من نوازش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم

من دلم میخواد که باتو سازش بکنم
دل دیوونه رو تو سینه رامش بکنم
صدای زنگ خونه تو گوش من میخونه
عزیزی دارم امشب که پیش من میمونه
صدای زنگ خونه تو گوش من میخونه
عزیزی دارم امشب که پیش من میمونه

سازش میکنم  سازش میکنم سازش میکنم سازش میکنم
برای آخرین بار از تو خواهش میکنم
برای آخرین بار از تو خواهش میکنم
خواهش میکنم خواهش میکنم
خواهش میکنم الو خواهش میکنم
خواهش میکنم خواهش میکنم
خواهش میکنم خواهش میکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 14:36  توسط بابک  | 

دل من >>> منوچهر سخائي

آه تنها دل من
آه خدا دل من
دلم تنگو دلم تنگ
دلم با لاله همرنگ
بنالم تا بسوزه مگه بحال من دل سنگ
بنالم تا بسوزه مگه بحال من دل سنگ

زتنهایی مثال بیابون دل من
سراسر پرگل ماتمه
 یه زندونه دل من
چنان گیسوی سر در گمه
پریشونه دل من
آه خدا دل من
آه تنها دل من

زتنهایی مثال بیابون دل من
سراسر پرگل ماتمه
یه زندونه دل من
چنان گیسوی سر در گمه
پریشونه دل من
آه خدا دل من
آه تنها دل من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/17ساعت 19:10  توسط بابک  | 

کلاغها >>> منوچهر سخائي

غروبا كه ميشه روشن چراغا
ميان از مدرسه خونه كلاغا
ياد حرفاي اون روزت مي افتم
كه تا گفتي به جون و دل شنفتم
عجب غافل بودم من
اسير دل بودم من
اسير دل نبودم
اگه عاقل بودم من

يادت مياد به من گفتي چي كار كن
گفتي از مدرسه امروز فرار كن
فرار كردم من اون روز زنگ آخر
نرفتم مدرسه تا سال ديگر
عجب غافل بودم من
اسير دل بودم من
اسير دل نبودم
اگه عاقل بودم من

غروبه بر ميگردن باز كلاغا
به يادم باز مياد اون كوچه باغا
هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي
دلي كه كنده بوديم مونده باقي
دلي كه كنده بوديم مونده باقي
عجب غافل بودم من
اسير دل بودم من
اسير دل نبودم
اگه عاقل بودم من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/17ساعت 2:50  توسط بابک  | 

ايران ايران >>> مازيار

اگر ایران بجز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم
اگر آب و هوایش نیست دلکش
من این آب و هوا را دوست دارم

تمام عالم از آن شما باد
من این یک تکه جا را دوست دارم
من این یک تکه جا را دوست دارم
خدا دوست دارم دوست دارم

دیگه ندارم طاقت موندن
من این شهر رو رها میکنم از درد شبونه
دل موطن من مرده ز بیداد زمونه
های های  های های
های های  های های
سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من
های های  های های
های های  های های
سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من

اگه خاک من از دست بره جایی ندارم
دلم میمیره از غصه دیگه نایی ندارم
بجز نام تو ای مام وطن ای موطن من
دگر بر روی لبهای خود آوایی ندارم

ایران ایران  ایران ایران
سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من
ایران ایران  ایران ایران
سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من
ایران ایران  ایران ایران
سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 22:48  توسط بابک  | 

حضرت عشق >>> اميد

لینک 2

زائران دست خدا همراهشان من همين اينجا عبادت مي کنم
من همين اينجا توي چشمان تو حضرت عشق رو زيارت مي کنم

حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سرعقل آمده هر بنده که ديوانه توست
دل من اگر که از عشق نصيبي دارد
حضرت عشق به من لطف عجيبي دارد
بگذاريد بگذاريد که بيمار بماند اين دل
با تب عشق دلم حال غريبي دارد
با تب عشق دلم حال غريبي دارد

لحظه ميميرد و من آخر سر ميپوسم
عشق اي ناجي من دست تو را ميبوسم
بي وجود تو سعادت نشود حاصل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان دردل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان دردل من

لحظه ميميرد و من آخر سر ميپوسم
عشق اي ناجي من دست تو را ميبوسم
بي وجود تو سعادت نشود حاصل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان دردل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان دردل من
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سرعقل آمده هر بنده که ديوانه توست
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سرعقل آمده هر بنده که ديوانه توست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 17:49  توسط بابک  | 

هوای گريه >>> همايون شجريان

استاد محمد رضا شجريان و همايون شجريان

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من به ياد آشنا من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 14:19  توسط بابک  | 

دوستش دارم >>> منوچهر سخائي

منوچهر سخايي و گيتی

همه میگن ای داد و بیداد
فلانی هم بدامش افتاد
کار دله دلم میخواد
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم

هر کی میرسه این روزا زخم زبونم میزنه
زخم زبون اینو اون آتیش بجونم میزنه
اگه بلا نازل بشه آب دریا ها گل بشه
جونم فدای دل بشه
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم

مردم هرچی میخوان بگن بذار بگن
از حرف اینو اون گذشته کار من
همه میگن ای داد و بیداد
فلانی هم بدامش افتاد
کار دله دلم میخواد
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم

هر کی میرسه این روزا زخم زبونم میزنه
زخم زبون اینو اون آتیش بجونم میزنه
اگه بلا نازل بشه آب دریا ها گل بشه
جونم فدای دل بشه
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم

مردم هرچی میخوان بگن بذار بگن
از حرف اینو اون گذشته کار من
همه میگن ای داد و بیداد
فلانی هم بدامش افتاد
کار دله دلم میخواد
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم
دوسش دارم بله دوسش دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 11:48  توسط بابک  | 

جدايي >>> منوچهر سخائي

هزاران گل در اومد
 هزار پائیز سر اومد
دلم دریای خون شد
 خبر از تو نیومد

جدا از تو جوونیم سر اومد
جوونی رفتو پیری از در اومد
میترسم بی تو من تنها بمیرم
بمیرم روی ماهت را نبینم
خدایا خدایا چقد سخته جدایی
میترسم میترسم بمیرم تو نیایی

هزار پائیز سر اومد
هزارون گل در اومد
بهار رفتو خزون شد
خبر از تو نیومد

جدا از تو جوونیم سر اومد
جوونی رفتو پیری از در اومد
میترسم بی تو من تنها بمیرم
بمیرم روی ماهت را نبینم
خدایا خدایا چقد سخته جدایی
میترسم میترسم بمیرم تو نیایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/15ساعت 23:3  توسط بابک  | 

چشمه >>> ابی

شهرام شب پره گوگوش و ابی

چشمه ام
زلال و پاکم
دل بی قرار خاکم
خنک زمين داغم
خون ريشه های باغم
چشمه ام زاده بارون
چشم اميد بيابون
هر لب تشنه رو سيراب
دورم از وسعت مرداب
واسه پونه های صحرا
گلای وحشی تنها
ريشه های خشک و مرده
زندگی ساز و گوارا

من غرور دشت و کوهم
واسه خشکی مثل روحم
واسه آخرين دقايق
کشتی نجات نوحم
همه نورم پاک و روشن
واسه هر تاريکی روزن
بتم اما واژگونم
رنگ تنهايی تو خونم
ترسم از تنهايی موندن
تن و توی خاک پوسوندن
ديگه بارون نديدن
تن به تنهايی کشيدن

من غرور دشت و کوهم
واسه خشکی مثل روحم
واسه آخرين دقايق
کشتی نجات نوحم
همه نورم پاک و روشن
واسه هر تاريکی روزن
بتم اما واژگونم
رنگ تنهايی تو خونم
ترسم از تنهايی موندن
تن و توی خاک پوسوندن
ديگه بارون نديدن
تن به تنهايی کشيدن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/15ساعت 21:4  توسط بابک  | 

لحظه ها >>> فراز پارسی

زندگی را لحظه ها پر ميکنند لحظه های خوش هميشه زنده اند
با تو هستم لحظه ها را ميچشم
عشق من امشب تو را سر ميکشم

ازت ميخوام که امشب کنار من بمونی
بر اون زخم دل من مثل مرهم بمونی
ببوسم پيکرت را در آغوشم بگيری
شبی مست و خرابم تا کام دل بگيری
لب گرم تو تن نرم تو منو کرده ديوونه
به موهات قسم به چشمات قسم
فقط  لحظه هاست که ميمونه
شب است و شام و عشق و آشنايی
شراب و شمع چه شور و چه حالی
تمنای نگاهت يه شعر عارفانه است
شرابی کهنه هستی که مستيش جودانه است
يه لحظه با تو بودن تولدی دوباره ست
پرستش تو هر دم برای من بهانه ست
لب نرم تو تن گرم تو منو کرده ديوونه
به موهات قسم به چشمات قسم
فقط  لحظه هاست که ميمونه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/15ساعت 13:15  توسط بابک  | 

شهر من >>> فريدون فرخزاد



شهر من شهر من
شهر خوب من شهر تهران
قلب من قلب من
دور از تو ميميرد اين سان
آوی تو هر دم طنين می افکند در گوشم
اما من دور از تو چنين پژمرده و خاموشم
شهر من چه شهری است
شهر کودکی و افسانه
شهر من چه شهری است
شهر مادر است و خانه
شهر من شهر من
شهر خوب من شهر تهران
قلب من دور از تو ميميرد اين سان
زمانی گذشته را در خاطرم مياوری
زمانی آينده را با غم ها و شادی ها

شهر من شهر من دلم هوای تو را دارد
عشق من چون باران روی آسمانت ميبارد
گه تلخی گه شيرين گه اندک و گهی بسياری
گه چون غم يا شادی درون سينه ام جا داری
اکنون من آوازی برای شهر خود ميخوانم
اين آواز آوازيست که من از شهر خود ميدانم

شهر من شهر من
شهر خوب من شهر تهران
قلب من قلب من
دور از تو ميميرد اين سان
زمانی گذشته را در خاطرم مياوری
زمانی آينده را با غم ها و شادی ها

آه تهران  تهران تهران تهران  کجايي  ايران ايران

زمانی گذشته را در خاطرم مياوری
زمانی آينده را با غم ها و شادی ها

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 22:30  توسط بابک  | 

 مي گريزی >>> فریدون فرخزاد و سالی

حالا که پابند تو هستم می گریزی
پابند لبخند تو هستم می گریزی
با خنده هایت زندگی می آفرینی
تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی

از بوسه پرهیزم نمودی
با غصه لبریزم نمودی
بارون غم غرقم نموده
عشقت حواسم را ربوده
می گریزی می گریزی
می گریزی

روزی تو ز من گر جدا بشوی
با غیر دلم آشنا بشوی
بی وفایی بی وفایی
بی وفایی

حالا که پابند تو هستم می گریزی
پابند لبخند تو هستم می گریزی
با خنده هایت زندگی می آفرینی
تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی

از بوسه پرهیزم نمودی
با غصه لبریزم نمودی
بارون غم غرقم نموده
عشقت حواسم را ربوده
می گریزی می گریزی
می گریزی
می گریزی می گریزی
می گریزی


ترانه و آهنگ  : لقمان ادهم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 18:31  توسط بابک  | 

لحظه ها >>> معين

لحظه‌هارو با تو بودن
در نگاه تو شكفتن
حس عشق رو در تو ديدن
مثل روياي تو خوابه

با تو رفتن با تو موندن
مثل قصه تو رو خوندن
تا هميشه تورو خواستن
مثل تشنگي آبه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيا رو مي‌بردم

بي تو اما سرسپردن
بي تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن
بي تو خوب من محاله
بي تو حتي زنده بوندن
بي هدف نفس كشيدن
تا ابد تو رو نديدن
واسه من رنج و عذابه
اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست
روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست
توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم بجز تو
هيچ كسي رو دوست نداره

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم
اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

لحظه‌هارو با تو بودن
لحظه‌هارو با تو بودن

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/12ساعت 22:16  توسط بابک  | 

الهه ناز >>> بنان

 بــــاز اي الهه ناز
با دل من بســـاز
كين غم جانگداز
برود ز برم
گـردل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم

بــــاز ميكنم دست ياري بسويت دراز
بيا تا غم خود را با راز و نياز
ز خاطر ببرم
گــــر نكند تيرخشمت دلم را هدف
بخدا همچو مرغ پرشور و شعف
بسويت بپرم

آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست
ناز تو بيش از اين بهر چيست
تو الهه نازي
در بزمم بنشين
من تورا وفادارم
بيا كه جز اين
نباشد هنرم
اين همه بي وفايي ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگيري خبر
نيابي اثرم

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/12ساعت 18:25  توسط بابک  | 

حسود >>> داريوش

تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره
مونده سر دو راهی چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدراونو میدونه
رگ خواب یارمنو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدراونو میدونه
رگ خواب یارمنو رقیب من میدونه

وای  دارم آتیش میگیرم
دیگه ازغصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای  اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
نمیتونه مرغ دلم از حسودیش بخونه
نمیدونه روی کدوم شاخه باید بمونه

اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره
حسودی رو می آره دلم آتیش میگیره
میترسم حرفهای خوبی توی گوشش بخونه
میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه
وای  دارم آتیش میگیرم
دیگه ازغصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای  اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
یکی حالا پیدا شده قدراونو میدونه
رگ خواب یارمنو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدراونو میدونه
رگ خواب یارمنو رقیب من میدونه

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/12ساعت 15:17  توسط بابک  | 

شب پر ستاره >>> حميرا

 يكي تو فكر عشقه يكي تو فكر ياره
يكي هميشه مست و
يكي منم كه بي تو بي قراره
يكي منم كه بي تو بي قراره

يكي رسيد به يارش يكي در انتظارش
يكي داره مي خنده
به روزگاري كه وفا نداره
به روزگاري كه وفا نداره

دلم مي خواد كه امشب
امشب پر ستاره
بهت بگم عزيزم عاشقتم
دوباره باز دوباره باز دوباره

مي گيرم دست تو رو كه بگم عزيز من
ديگه تو دفتر دل اسم عشقو خط نزن
هركسي عشقو شناخت يه گل شقايقه
بخون از ترانه هام
واسه هر كي عاشقه
واسه هر كي عاشقه

دلم مي خواد كه امشب
امشب پر ستاره
بهت بگم عزيزم عاشقتم
دوباره باز دوباره باز دوباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/11ساعت 15:21  توسط بابک  | 

زندگی آی زندگی >>> پوران

پوران و گوگوش

چشمای من میل به گریه داره میخواد بباره
دل نمیدونی که چه حالی داره چه حالی داره
غصه بجز گریه دوا نداره خدا نداره

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
از در و دیوار واسه دل میباره خدا میباره

زندگی آی زندگی خسته ام  خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام
زندگی آی زندگی خسته ام  خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
از در و دیوار واسه دل میباره خدا میباره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/10ساعت 11:19  توسط بابک  | 

دريا >>> مهستی

 

دریا دریا
دریا منو صدا کن
خاکو با آب دوباره آشنا کن
دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته
منو از این گرفتگی
رها کن رها کن رها

دریا با من حرف بزن
نذار منو موج ها به ساحل بدن
دریا دلم میخواد رو بال موج ها
منو تو یکشب ببری از اینجا
بذار بگن چشمهای بارون زده
بازم تو دریا یه نفر گم شده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده

دریا دریا
دریا منو صدا کن
خاکو با آب دوباره آشنا کن
دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته
منو از این گرفتگی
رها کن رها کن رها
منو از این گرفتگی
رها کن رها کن رها


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/08ساعت 14:59  توسط بابک  | 

life is life >>> Opus



Life
Life is life
Life is life

When we all give the power
We all give the best
Every Minute of an hour
Don't think about a rest
When you all get the power
You all get the best

When everyone gives everything
And every Song everybody sings
Then it's life

Life is life
Life is life

Life is life
When we all feel the power
Life is life
Come on stand up and dance
Life is life
When the feeling of the people
Is the feeling of the band

Life is life
Life is life

Life
Life is life
Life is life

And you call when it's over
You call it should last
Every minute of the future
Is a memory of the past
'Cause we all gave the power
We all gave the best

When everyone gave everything
And every song everybody sings
Life is life


برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/08ساعت 14:55  توسط بابک  | 

موج >>> مهستی


منم آن موج بی آرام و سر کش
که سرگردان به دریای فریبم
مرا دیگر رفیق و همدمی نیست
به شهر نابسامانی غریقم

با غرور و با شتاب
بر سینهء نرم آب
دیوانه ای خزیدم
در غایت خود خواهی
در انبوه سیاهی
جز خود نمی شنیدم
خروشان و بسته چشم
با کوله باری از خشم
میرفتم از خشم خود
دنیا  ویرانه سازم
در دفتر زندگی از خود افسانه سازم
اما ز بازی زمان گمراه و غافل بودم
در اوج پرواز هوای خواهش دل بودم
در سر نبود اندیشه ای جز فکر ویرانگری
غافل من از افسانه ی طوفان و ساحل بودم
موجم ولی خاموش و خسته
با دست خود درهم شکسته
آری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته

پیچیده طوفان در وجودم
شد پاره از هم تار و پودم
در لحظه های واپسین پیک اجل آمد مرا
افتادم و از پا نشستم
بیداد طوفان آنچنان بر سنگ ساحل زد مرا
چون شیشه ای درهم شکستم
گفتم بخود ای موج سرگردان که آخر
بنگر بخود چه بودی و اکنون چه هستی
حاصل چه بود از آن غرور بی دلی