تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

وطنم >>> رضا رويگری

رضا رويگری

جاده يک دست نشيب است  بيا برگرديم
بوی اين خاک غريب است  بيا برگرديم
بی خود از گوشه ی اين بام به آن بام مپر
ميرسد ميرسد آنچه نصيب است بيا برگرديم
...
...
جاده يک دست نشيب است بيا برگرديم
بوی اين خاک بوی اين خاک بوی اين خاک
غريب است بيا برگرديم

وطنم زنده بمونی وطنم
وطنم تنها نمونی وطنم

کی میگه میشه فراموشت کرد
با غم و غصّه هم آغوشت کرد
تا که خون در رگ ما جاری است
نام ایران به خدا باقی است
حرف ما بر لب ما ، صوت جمیع است
وطنم یار تو مولای علی

وطنم تاج بزرگونِ خراسونت هست
قالی کرمونو کاشی صفاهونت است
بوی گل توی نارنجستون شیرازت هست
تو دل ها خاطره ی رستم دستونت است
وطنم نام تو باقی می مونه
مثل کارون تو جاری می مونه
وطنم نام تو باقی می مونه
مثل کارون تو جاری می مونه
کی میگه میشه فراموشت کرد
با غم و غصّه هم آغوشت کرد
تا که خون در رگ ما جاری است
نام ایران به خدا باقی است

حرف ما بر لب ما ، صوت جمیع است
وطنم یار تو مولای علی

وطنم آذری و کرد و بلوچ
گيلک و ترکمن و اهل جنوب
سعدی و حافظ و خيام بزرگ
همه دلبسته تو ای همه خوب
وطنم تاج بزرگونِ خراسونت هست
قالی کرمونو کاشی صفاهونت است
بوی گل توی نارنجستون شیرازت هست
تو دل ها خاطره ی رستم دستونت است
وطنم نام تو باقی می مونه
مثل کارون تو جاری می مونه
وطنم نام تو باقی می مونه مثل کارون تو جاری می مونه
حرف ما بر لب ما ، صوت جمیع است
وطنم یار تو مولای علی

وطنم زنده بمونی وطنم
وطنم تنها نمونی وطنم
کی میگه میشه فراموشت کرد
با غم و غصّه هم آغوشت کرد
تا که خون در رگ ما جاری است
نام ایران به خدا باقی است

وطنم نام تو باقی می مونه مثل کارون تو جاری می مونه

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/25ساعت 18:3  توسط بابک  | 

Esy >>>Theano


+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/22ساعت 22:25  توسط بابک  | 

فردا تو ميايي >>> هوشمند عقيلی

هوشمند عقيلی

امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
زیباترین جامه هایم را بپوشم من
با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها آن بی وفاییها
فردا تو میآیی

از خونه ما ناامیدیها سفر کرده
گویا دعاهای من خسته اثر کرده

من روز و شب را می شمارم تا رسد فردا
آن لحظه خوب در آغوشت کشیدنها

امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
زیباترین جامه هایم را بپوشم من
با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها آن بی وفاییها
فردا تو میآیی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/22ساعت 0:51  توسط بابک  | 

نيايش >>> بيژن مرتضوی

بيژن مرتضوی

بار الها  بار الها
از تو ميخواهم که بگشایي در لطف و صفا را
از تو ميخواهم ببخشايي گناه مردم صاحب خطا را
مگر من چه کردم که دنيای دردم در اين واپسين شام هستی
خدايا گواهی  نکردم گناهی  به جز ذکر يکتا پرستی
ز روی تمنا در بسته بگشا خدايا
اگر ديدی از ما خطايی خدايا  ببخشا
در بسته بگشا  به رويم خدايا  تو که مالک اين زمينی
که در خود شکستم  دری را که بستم  در اين چاه قربت نشينی
به قربت غم و درد تنهايي  گسسته همه تار و پودم
نمانده اگر صبح فردايي  به اين تيره شام وجودم
خدايا چرا بازی سرنوشت چنين روزگاري  به پايم نوشت
من خاکی از خاک مينو سرشت  رسيدم به دزخ به جای بهشت
خدايا از اين غم رهايم کن تو صبر خدايي عطايم کن

دعا ميکنم با دل خسته
گشایي به رويم در بسته

مگر من چه کردم که دنيای دردم در اين واپسين شام هستی
خدايا گواهی  نکردم گناهی  به جز ذکر يکتا پرستی
 بار الها از تو ميخواهم که بگشایي در لطف و صفا را
از تو ميخواهم ببخشايي گناه مردم صاحب خطا را
الهی الهی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 13:15  توسط بابک  | 

دعا >>> معين

لينک 2

معین و شادمهر عقیلی

خودش ميدونه داره هر کسی آرزويي
اين باشه آرزومون نريزه آبرويي

با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
که آسمون بباره  فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته وا شه  هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس  مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو  خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی  نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل
 زندونها رو ببندند   زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره  هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون
 نریزه آبرویی  نریزه آبرویی

سیاه و سفید یه رنگ بشه  زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند  اسیرها آزاد بشند
خودش ميدونه داره هر کسی آرزويي
اين باشه آرزومون
 نريزه آبرويي  نريزه آبرويي

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/19ساعت 21:30  توسط بابک  | 

جمعه شبا >>> شهرام صولتی

شهرام صولتی

جمعه شبا بی قرارم، میگم ای تو خدای زمون
بسه این همه جدائی، عاشقا رو به هم برسون
جمعه شبا دلم تنگه واسه لحظه دیدن تو
وقتی که میرسی از راه، چه قشنگه رسیدن تو
خدایا خدایا برس بداد جوونا، نکن این شبای عشق فردا
جمعه ها رو نگیر از ما

جمعه شبها شب عشق و ستاره و مهتابه
جمعه شبها دل هرکی که عاشق بی تابه
جمعه شبها چشم عاشق بی خوابه، ای خدا
جمعه شبها تا سحر همه دنیا بیداره ، جمعه شبها
عاشق از صبح فردا بیزاره، جمعه شبها دل عاشق بی قراره، ای خدا

جمعه شبا بی قرارم، میگم ای تو خدای زمون
بسه این همه جدائی، عاشقا رو به هم برسون
جمعه شبا دلم تنگه واسه لحظه دیدن تو
وقتی که میرسی از راه، چه قشنگه رسیدن تو
خدایا خدایا برس بداد جوونا، نکن این شبای عشق فردا
جمعه ها رو نگیر از ما
جمعه شبها شب عشق و ستاره و مهتابه
جمعه شبها دل هرکی که عاشق بی تابه
جمعه شبها چشم عاشق بی خوابه، ای خدا
جمعه شبها تا سحر همه دنیا بیداره ، جمعه شبها
عاشق از صبح فردا بیزاره، جمعه شبها دل عاشق بی قراره، ای خدا
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، جمعه شبها
جمعه شبها، ای خدا

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/18ساعت 20:1  توسط بابک  | 

زمين لرزه

 

 ستار  ابی  ليلا فروهر  دلارام  يعقوب ظروفچی  اندی ...

به زبان های فارسی ترکی انگليسی ارمنی عبری

زمين لرزه لار 1331


زمين لرزيده
دلم لرزيده
عزيزانم را زمين بلعيده

حالا با قهر زمين
حالا با لرز زمين
همه جا درد و بلا
همه بی پشت و پناه

به پا خيزيد
زمين لرزيد
عزيزی را زمين بلعيد
زمين ما
لباس غم به تن پوشيد
به پا خيزيد

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/18ساعت 13:1  توسط بابک  | 

امون بده >>> مسعود اسلامی

دلم نوشت امون بده
اگر چه زشت امون بده
بذار بيام جهنمم ميشه بهشت
امون بده
امون بده امون بده فقط يه بار
اين لحظرم دووم بيار
گناه نميشه مهلتي
به من بدي بزرگوار
بزرگوار امون بده
فقط يه بار امون بده امون بده
امون بده امون بده
بالي تا آسمون بده
من اون بالا رو اوج
بي دروغ نشون بده
نگو تو كو خونه كو
گل پراي پونه كو
نگو سوختيم من و تو
اون كه مي سوزونه كو
نگو بسه به اها
فرصت ماه و نگاه
براي يكي شدن
دستاتو بده به من

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/15ساعت 2:26  توسط بابک  | 

بتی >>> آينه چشات

بتی

ای که تورو پریستیدم
از خدا نترسیدم
واسه کویر خشک قلبت
مثه بارون شدم باریدم
اگه تو خاک بشی من گردم
اگه تو غم بشی من دردم
ای که شمعی و من پروانه
همیشه دور تو میگردم
نای نا نای نای نای نا نای نای نای نا نای نای نای نای نا نای نای
تویی تموم حرف و دردم
تویی گرمی دست سردم
هردم تو کنارم هستی
من به درد و غم میخندم
گریه تو صدام میمیره
خنده رو لبام میشینه
چشمام تو ایینه چشمات
فردا رو قشنگ میبینه
لای نا نای نای لای نا نای لای لای نا نای لال لای نا نای نای
عاشقم من عاشقم دام عشقت رو تنم
من غریق سیل عشق
مرده عشقت منم مرده عشقتمنم
هرشبی روزی داره
خزون که میره بهاره
یه دم خنده یه لحظه غم
این رسم روزگاره این رسم روزگاره
ای که تورو پرستیدم
از خدا نترسیدم
واسه کویر خشک قلبت
مثه بارون شدم باریدم
اگه تو خاک بشی من گردم
اگه تو غم بشی من دردم
ای که شمعی و من پروانه
همیشه دور تو می گردم
لای  لای لای لای لا لای لای لا لای لا لای لای لا لای لای

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 23:1  توسط بابک  | 

جدايي >>> فرزانه

هنوز یاد تو از یادم نمیره
چرا عشق از دل آدم نمیره
بنای خلقت آدم از عشقه
نمیره هرچی از یادم از عشقه

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

کمک کن باز بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
محبت کن در این آشفته حالی
نمونه مکتبم از عشق خالی

نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم
نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

کمک کن باز بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
بزن باد بهاری تازه تر شم
بزن از کار دنیا بی خبر شم

بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی
بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 19:23  توسط بابک  | 

عشق تو نميميرد >>> عارف

عارف و گوگوش

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر  در سر  یادت پایان گیرد
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم

هر عشقی میمیرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمی گیرد
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 16:3  توسط بابک  | 

دم بگيريم >>> فرزين

لینک 2

فرزين

دلم میگه هر جا باشه
این روزا بر میگرده این روزا بر میگرده
دلشوره دارم نکنه
نیاد خدا نکرده نیاد خدا نکرده
همه کسم دل خوشی و
قوت قلبم اونه
خیلی روزا رفته ولی
اینقده دیر نکرده اینقده دیر نکرده
همش میگم اسمتو باز دوباره
شاید یکی ازت خبر بیاره
آهای شما که عاشقین بدونین
همه با هم دم بگیرین بخونین
همه با هم دم بگیرین بخونین
همه با هم
یک دو سه چهار
دوسش داری باید نگی میذاره میره تا بگی
دوسش داری باید نگی میذاره میره تا بگی
درد بدیه عاشقی
امون ز دست سادگی
دوسش داری باید نگی میذاره میره تا بگی

دلم واسش پر ميزنه ديوونه است
برای پيدا کردنش هر جا واسم نشونست
بزار بگم هر چی يه عمر نگفتم
هر چی از اين و اون رفيق زخم زبون شنفتم
همش میگم اسمشو باز دوباره
شاید یکی ازش خبر بیاره
آهای شما که عاشقین بدونین
همه با هم دم بگیرین بخونین
همه با هم دم بگیرین بخونین
همه با هم
یک دو سه چهار
دوسش داری باید نگی میذاره میره تا بگی
دوسش داری باید نگی میذاره میره تا بگی


+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 1:54  توسط بابک  | 

يار دبستانی >>> منصور تهرانی

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 23:32  توسط بابک  | 

عماد رام و ناديا رام >>> شاهد غم

لینک 2

عماد رام

میان جمعم من
ولی دلم تنهاست
لبم چو گل خندان
دو دیده ام دریاست
لب از برون خندد
دل از درون گرید
ز برق چشمانم
نشان غم پیداست
تو شاهدی ای غم

چگونه میخندد
گلی که پژمرده
دل من است آن گل
که از جفا مرده
ز من چه می پرسی
که ازچه می نالم
همیشه می گرید
دلی که افسرده
تو شاهدی ای غم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 2:17  توسط بابک  | 

خواب نوشين >>> مرضيه

لینک 2

 

خواب خوشي وقت سحر ديدم و يادم نرود
روي تو با ديدهء تر ديدم و يادم نرود

پرده از رازت کشيدم، سوي خود بازت کشيدم
آنقدر نازت کشيدم تا نشستي
روي دامانت فتادم، عقدهء دل را گشادم
ناگهان آمد به يادم رنج هستي

پرده از رازت کشيدم، سوي خود بازت کشيدم
آنقدر نازت کشيدم تا نشستي
روي دامانت فتادم، عقدهء دل را گشادم
ناگهان آمد به يادم رنج هستي

اي خوش آن دم، آن غرور خواب نوشين
خواب نوشين خواب نوشين
وان نشاط وان سرور وصل دوشين
وصل دوشين وصل دوشين

با تو ميگفتم غم و درد جدايي
همچنان مي با نواي بي نوايي
واي از اين دير آشنايي

روي دامانت چو اشک افتاده بودم
ناله هاي عاشقي سر داده بودم
که اي جفا جو کن وفايي

اي خوش آن دم، آن غرور خواب نوشين
خواب نوشين خواب نوشين
وان نشاط وان سرور وصل دوشين
وصل دوشين وصل دوشين

پرده از رازت کشيدم، سوي خود بازت کشيدم
آنقدر نازت کشيدم تا نشستي
روي دامانت فتادم، عقدهء دل را گشادم
ناگهان آمد به يادم رنج هستي

دامن از دستم کشيدي   همچو بخت از من رميدي
من ز خواب ناز خود، ز آواز خود ناگه پريدم
غير اشک و بستري از ديده تر ديگر نديدم

او سر ياري ندارد، قصه کوته،
رنج عاشق خواب و بيداري ندارد

پرده از رازت کشيدم، سوي خود بازت کشيدم
آنقدر نازت کشيدم تا نشستي
روي دامانت فتادم، عقدهء دل را گشادم
ناگهان آمد به يادم رنج هستي

اي خوش آن دم، آن غرور خواب نوشين
خواب نوشين خواب نوشين
وان نشاط وان سرور وصل دوشين
وصل دوشين وصل دوشين

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1:14  توسط بابک  | 

وقتی تو گريه ميکنی >>> ابی

از چپ  شهرام شب پره گوگوش ابی

ابی

وقتي تو گريه ميكني
ثانيه شعله ور ميشه
گر ميگيره بال نسيم
گلخونه خاكستر ميشه
وقتي تو گريه ميكني
ترانه ها بم تر ميشن
شمعدونيا ميترسن و
آيينه ها كمتر ميشن
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزن و
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني

وقتي تو گريه ميكني
شك ميكنم به بودنم
پر ميشم از خالي شدن
گم ميشه چيزي ازتنم
اسير بي وزني ميشم
رها شده تو يك قفس
كلافه ميشم از خودم
خسته ميشم از همه كس
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزنو
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1:13  توسط بابک  | 

بتی >>> خوشبختی

بتی

برای خوشبختی من یه مشت خاک فقط بسه
وقتی برام دستای تو یه سایه ساره
یه سفره کوچیک نور یه پنجره یه آسمون
خوشبختی باتو روی حصیر پاره
تو میدونی برای یه لیلی شبیه من
تو عاشق ترینی تو مجنونی
تو مرد منی که به آرزوم منو میرسونی

عشق من اون عشق قدیمه
که تو کتابو قصه هاست
قصه ایکه اسم عاشقش برای معشوق خداست
آی تو میدونی برای یه لیلی شبیه من
تو عاشق ترینی تو مجنونی
تو مرد منی که به آرزوم منو میرسونی

توی قلعه ای آهنین دیوارش هست دیوار چین
باتو باشه طبیعتی قشنگترینه
هرجا که تو باشی و من تو چادر یه کو نشون
برای من بزرگی یه سرزمینه
تو میدونی برای یه لیلی شبیه من
تو عاشق ترینی تو مجنونی
تو مرد منی که به آرزوم منو میرسونی

کنار تو چراغ خونه نوای خورشید و داره
گوشه نور جنگله سبزی قاب پنجره
آی تو میدونی برای یه لیلی شبیه من
تو عاشق ترینی تو مجنونی
تو مرد منی که به آرزوم منو میرسونی
آی تو میدونی برای یه لیلی شبیه من
تو عاشق ترینی تو مجنونی
تو مرد منی که به آرزوم منو میرسونی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 16:8  توسط بابک  | 

مرد من >>> سيمين غانم

سيمين غانم

بگو ای مرد من ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
بگو ای سوخته ای بی رمق ای کوه خسته
بگو ای با تو داغ عاشقای دل شکسته
بگو با من بگو از درد و داغت
بذار مرحم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشک من بشوره
غبار ِغصه ها رو از سراپات
بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق

رها از خستگی های همیشه باورم کن
بذار تا خالی سینم برات آغوش باشه
برهنه از لباس غصه های دور و دیرین
بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه
تو با شعر اومدی عاشق تر از عشق
چراغی با تو بود از جنس خورشید
کدوم طوفان چراغ رو زد روی سنگ
کتاب شعر رو از دست تو دزدید
بگو ای مرد من ای مرد عاشق
کدوم چله از این کوچه گذر کرد
هنوز باغچه برامون گل نداده
کدوم پاییز زمستون رو خبر کرد

بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بزار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 14:29  توسط بابک  | 

بسوزان >>> سيمين غانم

لینک 2

سیمین غانم

بسوزان بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
خاطرات عمر شیرین مرا
یادبود عشق دیرین مرا
در سکوت بی سرانجام بیابان
آتشی از استخوانم بر فروزان
در میان بوته های خشک بی جان
در غبار آسمان گرد بیابان
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری
بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

تا نماند قصه ای از آشنایی
تا شود خاموش فریاد جدایی
تا نماند دیگر از من یادگاری
در خزانی یا بهاری

بسوزان بسوزان
شعرهایم را بسوزان
برگ برگ خاطراتم را بسوزان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 14:25  توسط بابک  | 

آمنه >>> آغاسی

آمنه آغاسی

aghasi

دل از نامهربونی ها غمينه
درون سينه ام غم در کمينه
خرابه خونهء دل از دو رنگی
چرا رسم زمونه اين چنينه

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه قلب من برای تو میزنه
آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه

دل مفتون ز ناز تو
جون غرق نیاز تو
نازت برده هوش من
ای والله به ناز تو
آمنه نام تو درد و بلای منه
آمنه بی تو دل بلای جون منه

آمنه چشم تو جام شراب منه
آمنه اخم تو رنج و عذاب منه
جونم زدستت آتیش گرفته
مهر تو از دل بیرون نرفته


+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 13:20  توسط بابک  | 

انتظار >>> عارف

لینک 2

عارف

 


انتظار تو فقط مال منه
سهم من از تو افسوس
 تو رو نداشتنه
انتظار تو فقط مال منه
همه با هم ديگه هستن
همه خيلی ها رو دارن
يکی هست که وقت گريه
سر رو شونه هاش بذارن
ولی من از همه دنيا
 تو رو داشتم تو رو داشتم
وقتی گريه ميکردم
سر رو شونت ميذاشتم
همه تنهايي هامون
مال هم بود مال هم بود
هر چی با هم ديگه بوديم
واسه من خيلی کم بود

بودن تو جرأت پرواز برای اين بال شکسته است
داشتن تو لذت لبخند صدای اين لبهای بسته است
دارم از عطش ميميرم ابر من کجا ميباری
تن من خشکيد و پوسيد تو به سبزه ها ميباری

انتظار تو فقط مال منه
سهم من از تو افسوس
تو رو نداشتنه

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/04ساعت 23:12  توسط بابک  | 

آتش عشق >>> شايان

شايان

عجب سوزنده ما را آتش عشق
آتش عشق
آتش عشق
تمام شعله هاي سرکش عشق
سرکش عشق
سرکش عشق
عشق عشق عشق عشق

به غير از عشق ما را پيشه اي نيست
پيشه اي نيست
پيشه اي نيست
لبان و روح را انديشه اي نيست
انديشه اي نيست
انديشه اي نيست
اگه عاشق نباشم نيستم من نيستم من
نميدانم که هستم  کيستم من کيستم من

محبت  ساز و برگ زندگانيست
تمام شعر و آهنگ جوانيست

نوشتم بر تن سرخ شقايق
من و عشق و من و عشق و من و عشق
عشق باني مناجات من است
عشق همهء ذرات من است

عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق

بدون عشق ميل خوندنم نيست
بدون عشق شور موندنم نيست
اگر در بارگاه دل نشينم
درون هر جوونه عشق بينم

عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/01ساعت 23:24  توسط بابک  | 

 

سايت تخصصي كامپيوتر و اينترنت و . . . nazikhanoomi
 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com