آغاسی >>> با تو قهرم

تو سفر کردی به سلامت
تو منو کشتی به خجالت
ديگه حرف آشتی نباشه
با تو قهرم تا به قيامت
چه کنم با درد محبت
به تو ديگر کرده ام عادت
ديگه حرف آشتی نباشه
با تو قهرم تا به قيامت
آه تو غرور مرا بشکستی
که يه نامه برام نفرستی
به غريبه مگر دل بستی
تو بيا به سر بالينم
به دو بوسه بده تسکينم
تو سفر کردی به سلامت
تو منو کشتی ز خجالت
ديگه حرف آشتی نباشه
با تو قهرم تا به قيامت
چه کنم با درد محبت
به تو ديگر کرده ام عادت
ديگه حرف آشتی نباشه
با تو قهرم تا به قيامت
آه تو غرور مرا بشکستی
که يه نامه برام نفرستی
به غريبه مگر دل بستی
تو بيا به سر بالينم
به دو بوسه بده تسکينم
تو سفر کردی به سلامت
تو منو کشتی ز خجالت
ديگه حرف آشتی نباشه
با تو قهرم تا به قيامت