تبليغاتX
ترانه زمستان
دانلود ترانه های بياد ماندنی

شب بود بیابان بود >>> فریدون فرخزاد

 شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی‌جان بود

از بهر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
می کوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل

گیسویش  از باد و باران گشته آشفته
در مویش  گویی مروارید غلتان خفته
طی شد راه دشوار
آخر بر من و یار
با بوسه‌ای گرمی به او دادم
با لبهای چون قند
بر رویم زد لبخند
برد آن همه رنج و غم از یادم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/16ساعت 15:22  توسط بابک  | 

گل پونه ها >>> ایرج بسطامی

ایرج بسطامی

 گل پونه های وحشی  دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی
 آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام  دیوانه ام  آزرده جانم
گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 12:11  توسط بابک  | 

پنجره >>> معین

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبی است   خواب گل مهتابی است
ای نهايت در تو   ابديت در تو
ای هميشه با من تا هميشه بودن

باز کن چشمت را  تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت
عشق آغاز شود
تا دلم باز شود  تا دلم باز شود

دلم اينجا تنگ است         دلم اينجا سرد است
فصلها بی معنی  آسمان بی رنگ است

سرد سرد است اينجا  باز کن پنجره را
باز کن چشمت را  گرم کن جان مرا

ای هميشه آبی  ای هميشه دريا
ای تمام خورشيد  ای هميشه گرما
سرد سرد است اينجا  باز کن پنجره را
ای هميشه روشن  بازکن چشم به من

ای نهايت در تو   ابديت در تو
ای هميشه با من تا هميشه بودن

باز کن چشمت را  تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت
عشق آغاز شود
تا دلم باز شود  تا دلم باز شود

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/06ساعت 21:36  توسط بابک  | 

اشک مهتاب >>> محمد رضا شجریان

 به من گفتی که دل دریا کن
ای دوست
همه دریا از آن مـا کن
ای دوست
دلــم دریا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو بـا جامی ربـودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب
تو نیلوفر شدی  من اشک مهتاب

تن بیشه پـر از مهتــاب امشب
پلنـگ کوه ها در خوابـه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته
دل من در تنم
 بی تابـه امشب
دل من در تنم بی تابـه امشب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همـــه دریا از آن مـا کـن ای دوست
دلــم دریـــا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون  پروا کن ای دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 10:47  توسط بابک  | 

دل خرابه >>> گلپا

گلپا و اسدالله ملک

دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
خیلی وقته دله تنگم نغمه شادی نخونده
بس که هر شب تا سحر خدا خدا کرده دله من
دیگه در سینه سوزان آه و فریادی نمونده
آه و فریادی نمونده

تو جهان شب فروشان
دل پی چراغ میگرده
تو کویر خشک و سوزان  به امید باغ میگرده
من کلام عاشقی را توی سینه ام نوشتم
من به خاطر تو جانا حتی از خودم گذشتم
 حتی از خودم گذشتم
دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
خیلی وقته دله تنگم نغمه شادی نخونده
 
د
ل شکسته آخه بس که دلهای شکسته دیده
نا امیده بس که درهای امید و بسته دیده
دل شکسته آخه بس که دلهای شکسته دیده
نا امیده بس که درهای امید و بسته دیده
تو جهان شب فروشان
دل پی چراغ میگرده
تو کویر خشک و سوزان  به امید باغ میگرده
دل خرابه چه خرابی جای آبادی نمونده
خیلی وقته دله تنگم نغمه شادی نخونده
 نغمه شادی نخونده

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 20:1  توسط بابک  | 

با آنكه همچون اشك غم
بر خاك ره افتاده ام من
با آنكه هر شب ناله ها چون مرغ شب سرداده ام من
در سر ندارم هوسي
چشمي ندارم به كسي
آزاده ام من

با آنكه از بي حاصلي سر در گريبانم چو گل
شادم كه از روشندلي پاكي ز دامانم چو گل
خندان لب و خونين جگر
مانند جام باده ام
آزاده ام من

يارب چو من افتاده اي كو
افتاده آزاده ای كو
تا رفته از جانم برون سودای هستي
آسوده ام آسوده از غوغاي هستي
گلبانگ مستي آفرين همچون رهي سرداده ام من
مرغ شباهنگم
ولي در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونين جگر مانند جام باده ام
آزاده ام من


اولین ترانه هایده در 26 سالگی ( 1347 ) با ارکستر گلها
شعر : رهی معیری
آهنگ : علی تجویدی

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 18:9  توسط بابک  | 

ایران ای سرای امید >>> شجریان


ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید


اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است
وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی
جاودانه در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 15:2  توسط بابک  | 

رود >>> نصرت

می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود
گلبـن لبخند فردایی موج
سر زده از اشک سیمینه رود

فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش   اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد
خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوند

فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد
خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 18:54  توسط بابک  | 

در این سرای بی کسی >>> محمد رضا شجریان

 در این سرای بی کسی   کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

عزیز  عزیز  عزیزانم   عزیز  عزیز  عزیزانم

گذرگهیست پر ستم  که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 0:12  توسط بابک  | 

اشکان >>> سرکشی

دل صد ساله من
تازه داره سر میکشه
حالا با پر هایی که سوخته  داره پر میکشه
پر خاکستر سردشو  کناری میزنه
داره گرمی میده با آتشی که جون میکنه
دل صد ساله من  مونس ناله من
قطره قطره های تو
چشمه ژاله من چشمه ژاله من

تو به اندازه صدها شب یلدا تابیدی
تو هنوزم رنگ سرخ گل عشقو ندیدی
تو نمیدونی پرستو  چه جوری دل میبازه
با خار و خاشاک .؟. یه خونه گرم میسازه
دل صد ساله من دیره واسه سر کشیدن
با پر سوخته رو ابرای سپید پر کشیدن
دل صد ساله من مونس ناله من
قطره قطره های تو
چشمه ژاله من چشمه ژاله من

تو به اندازه صدها شب یلدا خوابیدی
تو هنوز هم رنگ سرخ گل عشقو ندیدی
تو نمیدونی پرستو چه جوری دل میبازه
با خار و خاشاک ی .؟. ه خونه گرم میسازه
دل صد ساله من دیره واسه سر کشیدن
با پر سوخته رو ابرای سپید پر کشیدن
دل صد ساله من مونس ناله من
قطره قطره های تو
چشمه ژاله من چشمه ژاله من

دل صد ساله من مونس ناله من
قطره قطره های تو
چشمه ژاله من چشمه ژاله من

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/03ساعت 11:58  توسط بابک  | 

 

سايت تخصصي كامپيوتر و اينترنت و . . . nazikhanoomi
 
Google
WWW http://zemestan.blogfa.com